تبليغاتX
امیر ایران
چگونه ذهنی شاداب و زیرک داشته باشیم!؟ 

چگونه ذهنی شاداب و زیرک داشته باشیم!؟

با بالا رفتن سن قوای عقل و منطق آدمی هم کاهش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. اما این اتفاق قابل پیشگیری است؛ در این مقاله به شما مراحلی را معرفی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانید در هر سنی ذهن و فکرتان را جوان و هوشیار نگاه دارید.

همه ما عقیده داریم که با بالا رفتن سن قوای عقل و منطق آدمی هم کاهش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. اما این اتفاق قابل پیشگیری است؛ در این مقاله به شما مراحلی را معرفی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم که با بکار بردن آنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانید در هر سنی که هستید ذهن و فکرتان را جوان و هوشیار نگاه دارید:

1- باشگاه بروید و ورزش کنید: بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که فعالیت‌های بدنی و فیزیکی باعث تحریک و کارکردن درست عقل و قوای فکری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. تحریکات خونی بدن باعث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود مغز بیشتر و بهتر کار کند؛ چرخش درست خون موجب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود شما بتوانید ذهن تان را سالم نگاه دارید و عکس العمل‌های سریع و عاقلانه تری داشته باشید. همچنین فعالیت‌های بدنی باعث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند سلول‌های موجود در مغز شما رشد و تکثیر یابند، و ذهن شما مانند یک ساعت کار کند.  

2- از ذهن تان کار بکشید: فارغ التحصیل شدن از مدرسه به این معنی نیست که شما یادگیری و آموزش را رها کنید. اگر ذهن تان را درگیر آموزش و یادگیری کارهای جدید نکنید یعنی به روند کاهش قوای فکری تان کمک کرده اید. یک زبان جدید یاد بگیرید، به طور منظم کتاب بخوانید، یا حتی نواختن یک ساز موسیقی را یاد بگیرید. فکر کردن هم یکی از فعالیت‌هایی است که ذهن را درگیر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. فعالیت‌های روزانه ذهنی باعث قویتر شدن مغز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، در نتیجه شما ذهن سالم تری خواهید داشت.

3 – سالم غذا بخورید: خوردن غذاهای فست فود و یا تنقلات مضر و بی فایده تنها به بدن شما و فیزیک تان آسیب نمی رساند، بلکه قوای ذهنی تان را مختل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. خوردن غذاهای سالم و مقوی به ذهن شما این امکان را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که سلول‌های خود را گسترش دهد و مواد مغذی مورد نیازش را از بدن تان بگیرد. غذاهایی که برای تقویت ذهن شما مفیدند عبارتند از شاتوت، بروکلی، قهوه، و آواکادو.

4- استرس خود را مهار کنید : آیا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانید که استرس آسیب‌های فراوانی به سلول‌های ذهن شما وارد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند؟ تنها این مسئله نیست، زمانیکه شما دچار استرس و اضطراب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوید، نمی توانید بدرستی روی کارها و اعمال تان تمرکز کنید. استرس کنترل نشده ممکن است به افسردگی تبدیل شود و یا بیماریهای جسمی وخیمی بهمراه داشته باشد.

5- به اندازه کافی استراحت کنید : اگر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهید ذهن تان هر روزمنظم و دقیق کار کند باید هر شب به اندازه کافی استراحت کنید. اگر نتوانید به اندازه کافی بخوابید، ذهن تان هوشیاری همیشگی را نخواهد داشت. البته زیاد از حد خوابیدن هم به اندازه کم خوابی مضر است ؛ پس تعادل را حفظ کنید.

6- تنها نباشید‌ : داشتن دوستان صمیمی چند فایده دارد. اول اینکه ، ارتباطات کلامی موجب تقویت حافظه و هوشیاری ذهن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. داشتن رابطه با دیگران باعث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود شما فکر کنید و مشکلات تان را خودتان حل کنید. علاوه بر این داشتن دوستان زیاد از ابتلا به افسردگی و انزواطلبی جلوگیری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند .

7- کارهای روزانه خسته کننده تان را با هیجان آمیخته کنید: انجام دادن یک سری کارهای روتین روزانه خسته کننده است اما موجب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود شما مانند یک خلبان اتوماتیک کار کنید. برای اینکه کارتان شما را خسته نکند آنها  را با هم ادغام کنید. راه‌های مختلفی را برای رسیدن به محل کارتان تجربه کنید. فعالیت‌های فوق برنامه جدیدی برای خود پیدا کنید. کارهایی انجام دهید که شما را به هیجان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورند و ذهن شما را هوشیار و فعال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند.

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 14:21
8 تکنیک غلبه بر ناامیدی 

8 تکنیک غلبه بر ناامیدی

با استفاده از ۸ تکنیک ارائه شده در زیر پس از مدتی درک می‌کنید که در زندگی‌تان مشکلات کم‌تری رخ می‌دهند و احساس ناامیدی کم‌تری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می‌رسید که موقعیت‌های بی‌شماری پیش روی‌تان قرار دارند و متوجه می‌شوید که چگونه می‌توانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید.

۱) از خود سؤال کنید که چه کاری در این شرایط جواب می‌دهد؟
حتی زمانی که احساس می‌کنید هیچ کاری از دست‌تان بر نمی‌آید، به دقت فکر کنید و مطمئنا" یک راه پیدا می‌کنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می‌توانید آن‌را به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره‌ی منفی‌گرایی‌هایی نظیر "واقعا" ناامید‌کننده" است، نجات داده‌اید و می‌توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.
به این طریق شما راهی را پیدا کرده‌اید که شما را به نتیجه می‌رساند و راهی را به شما نشان می‌دهد که بتوانید از ناامیدی‌ها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.
هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید.
۲) رکورد کارهای خود را ثبت کنید.
هر کاری را که با موفقیت انجام می‌دهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به‌صورت ماهانه انجام دهید آن وقت می‌توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده‌اید. خودتان از هم میزان موفقیت‌هایتان شگفت‌زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم‌های زیادی نوشته نشده‌اند، چشم‌های‌تان باز می‌شود و متوجه می‌شوید که بیش از آن‌که کار کنید، وقت گذرانی می‌کنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بی‌ارزش می‌کنید و باید حواس خود را بیش از این‌ها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیست‌تان از آیتم‌های مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه‌ی لیست هم‌چنین می‌توانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینه‌ها مؤثرتر عمل کرده‌اید و در کدام قسمت‌ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیش‌تری دارید.
۳) بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید.
هدف اصلی‌تان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجه‌ی مورد علاقه‌تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آن قدر شلوغ می‌شود و خودمان را سرگرم حل درگیری‌ها و مشکلات پیش پا افتاده می‌کنیم که یادمان می‌رود هدف اصلی زندگی‌مان چیست. سعی کنید تا آن‌جایی که می‌توانید از پرسیدن این سؤال: "چرا چنین اتفاقی افتاد؟" پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سؤال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفت‌تان را می‌گیرد. این سؤال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمی‌کند. چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سؤال زیر است:
- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟
- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟
۴) هیاهو را کنار بگذارید و ساده‌سازی را رواج دهید.
زمانی‌که برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آن قدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که ممکن است این موارد به شما کمک کنند.
شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید.
اگر نگاهی به سایت‌های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر "راه‌های ساده برای راه‌اندازی و اداره‌ی وب سایت" ، "راه‌های آسان کسب درآمد" و.... این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب می‌شوند و باید بدانید که حتی خواندن آن‌ها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی‌ها فقط وقت شما را تلف کرده و پول‌های‌تان را به تاراج می‌دهند. آن‌ها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمی‌دهند. البته بیش‌تر افراد زمانی که از روند کند کار خود خسته می‌شوند، معمولا" به چنین مواردی روی می‌آورند و تبلیغاتی نظیر "این همان چیزی است که شما نیاز دارید" و "ما همه چیز را برای شما آسان کرده‌ایم" روی می‌آورند.
اگر آینده‌نگر باشید، می‌توانید به خوبی پیش‌بینی کنید که اگر برای ۶ ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آن وقت از تمام این پیشنهادهای جور به جور منفعت بیش‌تری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی‌خواهیم در این‌جا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریخته و همان اندازه‌ای که قرار بوده بابت این تبلیغ‌ها پرداخت کنید را جمع می‌کنید. ببینید چه چیزی در زندگی‌تان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف می‌کند و هیچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه‌ی زندگی‌تان حذف شود.
۵) راه حل‌های چند جانبه
شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راه‌های مختلف تمرکز کرده و آن‌ها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال ۸ راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل‌های متفاوتی پیش روی‌تان قرار دارند به شما کمک می‌کند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده‌اید، انتخاب‌های متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.
بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید.
۶) اهل عمل باشید
شما زمانی که به ناامیدی می‌رسید معمولا" شور و اشتیاق اولیه‌ی خود را از دست می‌دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید. مسئله‌ای که برای‌تان پیش آمده دشوار است، از آن ناامید شده‌اید و احساس می‌کنید که نمی‌توانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برای‌تان جالب‌تر به نظر می‌رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین دست‌اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همان‌طور که توماس ادیسون گفته: "بسیاری از افراد شکست‌خورده کسانی هستند که متوجه نبوده‌اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده‌اند."
۷) تجسم نتیجه‌ی مثبت
بهتر است بیش‌تر آن وقتی را که می‌خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی‌بافی کنید، صرف مثبت‌اندیشی کنید. بزرگ‌ترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم می‌کنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می‌رسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهداف‌تان می‌رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهای‌تان رسیده‌اید، چه احساسی دارید؟ چه می‌گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید می‌دهد تا راه‌تان را ادامه دهید.
۸) مثبت باقی بمانید.
معمولا" موارد مختلف به آن اندازه‌ای که آن‌ها را در ابتدای کار می‌بینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آن‌چه هستند به نظر می‌رسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می‌تواند به شما کمک کند. این گونه احساس‌ها به سرعت از میان می‌روند و شما مجددا" به حالت عادی باز می‌گردید. یک ذهن باز خیلی راحت‌تر می‌تواند راه حل‌های متفاوت را پیدا کرده و آن‌ها را به کار ببندد تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز این طور نگاه می‌کند: "فایده‌اش چیست؟" به هر حال باید هم‌چنان بدانید که گزینه‌های مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید.

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 14:18
عوامل افزایش دهنده نیروی جنسی 

عوامل افزایش دهنده نیروی جنسی

آیا می دانید چه مواد غذایی و چه فعالیت هایی باعث افزایش یا کاهش میل جنسی می شوند؟

ویتامین A
ویتامین A از ویتامین های محلول در چربی است که نقشی اساسی را در تولید مثل ایفا می کند.این ویتامین در هویج، کلم، شلغم، اسفناج، بروکلی، کاهو، فلفل قرمز و انبه یافت می شود.
ویتامین های گروه B
از
ویتامین های گروه B، تیامین(B1)، ریبوفلاوین (B2) و نیاسین (B3) بسیار حایز اهمیت می باشند.البته ویتامین های B5، B6، B12 نیز برای کاهش استرس و تنظیم مقدار هورمون های بدن لازم هستند.
ویتامین B3 (نیاسین) باعث اتساع عروق شده و گردش خون را بهبود می بخشد.این ویتامین همچنین باعث ساخته شدن هورمون های جنسی می شود.
ویتامین B6 از افزایش میزان پرولاکتین که خود باعث کاهش میل جنسی می شود، جلوگیری می کند. همچنین باعث افزایش باروری در زنان می گردد.ویتامین B12 در مردانی که اسپرم کافی ندارند،موثر است.
منابع سرشار از ویتامین های گروه B عبارت اند از نان و غلات سبوس دار، تخم مرغ، حبوبات (نخود و لوبیا و..)، محصولات سویا، ماهی سالمون و دیگر ماهی های آزاد، آجیل، بروکلی، گوشت کم چرب و موز.موز سرشار از پتاسیم و ویتامین های گروه B می باشد.
باید توجه داشت که مصرف نوشیدنی های الکلی باعث از بین رفتن تاثیر ویتامین های گروه B می شوند.
ویتامین C
ویتامین C
جهت عملکرد سالم غدد جنسی لازم است.همچنین اسپرم ها را در برابر اثر رادیکال های آزاد که باعث چسبیدن و عدم تحرک آن ها می شود، محافظت می کند.
ویتامین C احتمال بارور شدن تخمک توسط اسپرم را افزایش می دهد. منابع سرشار از این ویتامین انواع مرکبات،توت فرنگی،کیوی،هلو،انبه،گوجه فرنگی و سبزیجات برگ سبز می باشد.

ویتامین E

ویتامین E به تولید هورمون های جنسی کمک کرده و گردش آن ها را بهتر می کند..این ویتامین در لقاح سلول تخم موثر است.ویتامین E در مغزها، حبوبات، غلات سبوس دار، میوه ها و سبزیجات یافت می شود.
روی
روی از آنتی اکسیدان هایی است که باعث عملکرد صحیح غده فوق کلیه می شود.روی برای تولید هورمون تستوسترون (مردانه) و افزایش تعداد اسپرم لازم است.همچنین احساس خستگی را از بین می برد.در ضمن اسپرم را در برابر باکتری های واژن محافظت می کند. مقدار مورد نیاز روی، 40 میلی گرم در روز می باشد. روی در تخمه کدو تنبل، تخمه گل آفتابگردان، سیر و اسفناج یافت می شود. 
منیزیم 
منیزیم استقامت ماهیچه ها را افزایش می دهد و باعث افزایش تمدد اعصاب (Relaxation) می گردد. همچنین باعث فعال شدن آنزیم های لازم برای متابولیسم کربوهیدرات ها و پروتئین ها می شود.کمبود منیزیم باعث کاهش اکسیژن رسانی به بافت های ماهیچه ای می شود. منابع غنی از منیزیم آجیل و غلات سبوس دار می باشند.
اسیدهای چرب ضروری
اسیدهای چرب ضروری در تولید هورمون های جنسی نقش دارند و همچنین به ذخیره ی ویتامین های محلول در چربی مثل D ،E و K کمک کرده و فرد را از نظر جنسی فعال نگه می دارند.اسیدهای چرب ضروری در ماهی ها،دانه کتان،کنجد،بادام،جوانه گندم و کدو تنبل به وفور یافت می شود.
دی هیدرو اپی آندوسترون
DHEA) Dihydroepiandostron )، هورمونی است که توسط غدد فوق کلیوی ترشح می شود.محققان معتقدند DHEA به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می کند و باعث کاهش استرس و بهبود خلق و خو می گردد. DHEA را نمی توان از طریق مواد غذایی تامین کرد و باید مکمل های DHEA مصرف شود. این مکمل به عنوان افرودیت (داروی موثر بر میل جنسی) مصرف می شود و دارای عوارض جانبی است. پس توصیه می گردد تجویرآن توسط پزشک صورت گیرد.البته هیچ دلیلی بر اثبات اینکه این مکمل ها موثر واقع می شوند،وجود ندارد، ولی بسیاری از مردم معتقدند که این ترکیبات، موثر هستند.
آثار سوء این مکمل ها عبارتند از: سردرد، اختلال بینایی و حتی نابینایی و اختلالات جنسی دراز مدت.
اسید فولیک
اسید فولیک از ایجاد نقایص مادرزادی جلوگیری می کند و باروری را بهبود می بخشد.فقدان هیستامین در بدن با اختلالات جنسی مرتبط است و اسید فولیک در تولید هیستامین نقش موثری دارد.اسید فولیک در سبزیجات برگ سبز، نان سبوس دار، مغزها، جوانه ها، پرتقال، گریپ فروت، جگر، دل و قلوه، ماکیان و حبوبات یافت می شود.
سلنیوم
سلنیوم آنتی اکسیدانی است که بدن را در برابر اثر رادیکال های آزاد محافظت می کند.همچنین در کاهش نقایص مادرزادی و افزایش تعداد اسپرم در مردان موثر می باشد.سلنیوم در گوشت قرمز، ماهی تن، ماکارونی و نان سبوس دار یافت می شود.
 
ورزش
ورزش باعث می شود که گردش هورمون ها در بدن به راحتی انجام گیرد. افرادی که ورزش می کنند، انرژی بیشتری داشته و در نتیجه از نظر جنسی فعال تر هستند.
به طور خلاصه می توان گفت که برای افزایش توانایی جنسی باید تغذیه سالم داشته باشید، در صورت نیاز از مکمل ها استفاده نموده و ورزش کنید.
|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 13:34
چگونه بر خواب بیش از حد غلبه کنیم؟ 

چگونه بر خواب بیش از حد غلبه کنیم؟

گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید. اگر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست..

گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید. اگر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست..

من شخصا عادت داشتم که روزی 10 ساعت بخوابم که این زمان حداقل دو بار در هفته گاهی تا "شبی" 14 ساعت هم افزایش میافت. در نتیجه من میتوانم با توجه به تجربه شخصی و با اطمینان به شما بگویم که "در اکثر موارد، خواب بیش از حد میتواند به تمام سیستم خوابیدن شما آسیبی جدی وارد کند."

شما به سرعت به خوابیدن اعتیاد پیدا میکنید، زیرا دیگر خواب شما طبیعی و با کیفیت خوب و مناسب نیست.

 چگونه بر خواب بیش از حد غلبه کنیم؟

تاثیرات منفی خواب بیش از حد:

کاملا واضح است که بیش از حد خوابیدن، موجب اتلاف وقت شده و کمبود وقت نیز موجب بی فایدگی و ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیتهای روزانه میشود. گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید که این حالت به تدریج میتواند تاثیری منفی بر عزت نفس شما داشته باشد. این علت و معلولهای خواب بیش از حد میتوانند در یک چرخه پایان ناپذیر مداوم بر یکدیگر تاثیر گذاشته و مدام شرایط شما را سخت تر کنند.

برای مثال: شما اندکی افسرده هستید بیش از حد میخوابید دیگر زمان اضافه ای برای رسیدگی به امور شخصی نداریدپیش از پیش افسرده میشوید بیش از حد میخوابید ...

اما از کجا بدانید که واقعا به این خواب اضافه نیاز ندارید؟

گزینه اول: آن را حس میکنید. زیرا پس از خواب مفرط، اصلا احساس تجدید قوا و پر انرژی بودن نمیکنید. برعکس، کاملا خواب آلود هستید گاهی اوقات چشم یا سرتان هم درد میکند، گیج هستید و حتی ممکن است نتوانید حواس خود را متمرکز کنید.

گزینه دوم: شما واقعا به خواب اضافه نیاز داشته اید. زیرا به اندازه کافی خوب نمیخوابید.

در هر دو مورد، اگر شبی بیش از 8 ساعت میخوابید و میل دارید بدانید که چگونه میتوانید با کمتر خوابیدن، به همین اندازه استراحت کنید، به خواندن ادامه دهید:

دلایل خواب بیش از حد :

همانطور که گفتیم، یک دلیل خواب بیش از حد شما میتواند کیفیت بد خواب باشد. دلایل داشتن چنین خوابی میتواند عادات یا شرایط بد و غیر اصولی مانند بیدار ماندن تا دیر وقت، انجام کارهای شیفتی، تغذیه نامناسب و محیط پر سر و صدا باشد. این حالت میتواند به دلیل ناهنجاریهای فیزیکی مانند قطع تنفس هنگام خواب یا Sleep apnea باشد.

اما بگذارید سوالی از شما بپرسم:

فرض کنیم که شما در اکثر اوقات بیش از حد میخوابید و هر از گاهی دیر به سر کار میرسید.. احتمال خواب ماندن شما در صبح روزی که باید زود بیدار شده و به هواپیمایی که شما را به تعطیلاتی طولانی میبرد برسید، چقدر است؟ متوجه منظورم شدید؟

بگذارید سر اصل مطلب برویم:

حتی زمانی که بد میخوابید و کسر خواب دارید، باز هم در زمانی که واقعا بخواهید، بیدار میشوید، مگر نه؟ شاید باید اعتراف کنید که در ذهن خود موانعی ساخته اید که شما را در تختخواب نگه میدارد.

منظورم مشکلات احساسی/روانی مانند افسردگی، کمبود انگیزه یا ترس از شکست است. شاید ترکیبی از بعضی یا تمام دلایل مذکور باشد که همراه با کمبود خویشتن داری و همچنین نیرویی که ما را اسیر عادات میکند، یکجا جمع شده و شما را در اکثر موارد وادار به خواب بیش از حد میکنند.

چگونه خواب بیش از حد را متوقف کنیم؟

ابتدا باید این احساس تعهد را در خود ایجاد کنید که حتما بر عادت خواب بیش از حد خود غلبه کنید. باید بدانید که "چرا" میخواهید چنین کنید. شما باید با دانستن این دلیل، در خود انگیزه غلبه بر این عادت را ایجاد کنید. سپس: با برقرار کردن یک برنامه منظم خوابیدن و بیدار شدن و رعایت آن، سیستم خواب خود را دوباره به نظم درآورید.

چه زمانی به خواب میروید؟ چه زمانی بیدار میشوید؟ حداقل طوری برنامه ریزی کنید که هر روز- حتی اگر دیر خوابیدید و حتی در روزهای تعطیل- در یک ساعت مشخص بیدار شوید.

شما باید برای خود برنامه ای داشته و آن را به طور دقیق اجرا کنید. انجام این کار در ابتدا مشکل است زیرا ممکن است سیستم خوابتان آسیب دیده باشد. یک نمونه ساده آن این است که اگر امروز صبح بیش از حد خوابیده باشید، زود خوابیدن در شب برایتان مشکل خواهد بود.

پس باید چه کنید؟

باید به هر روشی که بتواند شما را یک بار درست سر موقع بیدار کند متوصل شوید و یک چرخه تازه را آغاز کنید. چند ساعت زنگ دار را تنظیم کرده و همه را با هم و در جاهای مختلفی که نتوانید خاموششان کنید بگذارید، از دوستی بخواهید که به شما تلفن کند، همسرتان را به کمک بطلبید و خلاصه هر کاری میتوانید انجام دهید.

به یاد داشته باشید که "باید" به محض بیدار شدن از جای خود برخیزید و فرصت دوباره به خواب رفتن را به خود ندهید. البته این تازه اول کار است، پس از این شما باید:

• شرایط مناسب را برای داشتن خوابی خوب در شب محیا کنید و عوامل مخرب (نور، سر و صدا، عادت تماشای فیلم در رختخواب و...) را حذف کرده یا تعدیل کنید.

• روشی مناسب و عملی برای بیدار شدن خود پیدا کرده و هر روز از آن استفاده کنید

• بر روی انگیزه های خود و انضباط شخصی متمرکز شده، آنها را تقویت کنید.

فراموش نکنید که عادات، اکتسابی هستند و هرچند تغییر دادن آن در ابتدا مشکل به نظر میرسد، اما به خصوص درمورد خواب، الگوهای تازه سریع جا میافتند و شما پس از چند روز متوجه میشوید که به موقع و بدون نیاز به شنیدن زنگ ساعت یا ریخته شدن آب بر صورتتان! از خواب بیدار شده اید.

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 13:28
چگونه بهترین همسر دنیا باشیم! 

چگونه بهترین همسر دنیا باشیم!

اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود.

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 15:17
10 کلید اصلی تربیت فرزندان 

10 کلید اصلی تربیت فرزندان

خیلی مهم است که به طریقی فرزندانمان را تربیت کنیم که با دادن انگیزه درونی، بالا بردن اعتماد به نفسشان، و ایجاد حس دوست داشته شدن در آنها، مسئولیت پذیری را به آنها آموزش دهیم. اگر فرزندانمان به این طریق تربیت شوند، به هیچ وجه برای ایجاد حس قدرت و تعلق در خودشان، به گروه های فاسد، موادمخدر و سکس روی نمی آورند.

10 راهکار زر به والدین کمک می کند از روش هایی استفاده کنند که حس سلامت و امنیت فرزندانشان را تضمین می کند.

1. زمانی را خالص و کامل به فرزندتان اختصاص دهید.

اعتماد به نفس فرزند شما شدیداً تحت تاثیر کیفیت زمانی است که با او می گذرانید نه مقدار آن زمان. با زندگی های پرمشغله امروز نمی توانیم 100% تمرکز  و توجهمان را به فرزندمان اختصاص دهیم. خیلی وقت ها وقتی فرزندمان سعی می کند با ما ارتباط برقرار کند، وانمود می کنیم که به حرفهایشان گوش می کنیم. اگر نتوانیم در طول روز زمانی را خالص و کامل با فرزندمان بگذرانیم، مطمئناً شروع به بدرفتاری می کند. توجه منفی در ذهن بچه ها خیلی بهتر از بی توجهی است.

همچنین خیلی مهم است که احساسات فرزندانتان درست یا غلط نیستند. مثلاً وقتی دخترتان به شما می گوید که، "مامان تو با من وقت نمی گذرانی" درحالیکه تازه با او بازی کرده اید، بدانید که او فقط احساسش را با شما درمیان گذاشته است. پس بهتر است که در این اوقات برای احساسات فرزندتان ارزش قائل شوید و به او پاسخ مثبت دهید.

2. حرف نزنید، عمل کنید.

آمار نشان می دهد که در روز بیشتر از 2000 خواسته از فرزندانمان داریم. پس عجیب نیست که بیشتر بچه هایمان دیگر صدای پدر و مادرشان را نمی شوند. به جای غر زدن و فریاد کشیدن سر بچه ها، از خودتان بپرسید، "چه کار باید بکنم؟" مثلاً، اگر سر پسرتان غر زده اید که چرا وقتی جوراب های کثیفش را درمی آورد آنها را توی هم گلوله نمی کند تا بفهمید کدامها کثیف هستند، از این به بعد فقط جورابهایی که در هم گلوله شده اند را بشویید. دو صدگفته چون نیم کردار نیست!

3. با روش های درست اجازه بدهید فرزندتان احساس قدرت کند.

اگر شما اینکار را نکنید خودشان راه های نادرستی برای احساس قدرت کردن پیدا می کنند. راه هایی که می توانید از طریق آن باعث شوید احساس ارزشمند بودن و قدرت داشتن کنند این است که به آنها اجازه انتخاب  بدهید، اجازه بدهید در حساب کتاب هایتان کمکتان کنند، در پختن غذا کمکتان کنند یا در خرید کردن. یک بچه دوساله می تواند ظرف های پلاستیکی یا سبزیجات را بشوید. بیشتر وقت ها ما کارهای بچه ها را انجام می دهیم درحالیکه خودشان خیلی خوب از پس آن برمی آیند.

4. از عواقب طبیعی استفاده کنید.

از خودتان بپرسید اگر در این اتفاق دخالت نمی کردید چه می شد؟ وقتی بیخود در کاری دخالت می کنیم، شانس درس گرفتن از عواقب کارشان را از بچه ها می گیریم. وقتی اجازه بدهیم که عواقب کارشان به طور طبیعی اتفاق بیفتد، رابطه مان با فرزندمان هم به خاطر غر زدن ها و سرزنش ها خراب نمی شود. باید اجازه بدهیم بچه ها خودشان راه حلی برای مشکلشان پیدا کنند.

5. از عواقب منطقی استفاده کنید.

خیلی وقت ها اتفاقی که ممکن است در پس یک رفتار به وجود آید به آینده دور مربوط می شود. در اینگونه موارد، نتایج و عواقب منطقی یک عمل بسیار موثر هستند. برای تاثیرگذاری، آن نتیجه باید کاملاً به آن رفتار مربوط باشد. مثلاً اگر فرزندتان فراموش می کند ویدئویی که کرایه کرده بود را برگرداند و شما او را یک هفته تنبیه می کنید، این فقط در او ایجاد خشم می کند. اما اگر خودتان ویدئو را برایش برگردانید و کرایه آنرا از پول تو جیبی اش کم کنید آنوقت با نتیجه منطقی کارش مواجه می شود.

6. از دعوا و مشاجره دوری کنید.

اگر فرزندتان روی اعصابتان راه می رود یا بی ادبانه با شما حرف می زند به هیچ وجه عصبانی نشوید و از کوره در نروید. فقط کافی است که اتاق را ترک کنید یا تهدیدش کنید که اگر یکبار دیگر کارش را تکرار کند، اتاق را ترک می کنید.

7. فعل را از فاعل جدا کنید.

هیچوقت به فرزندتان نگویید که بد است. اینکار اعتماد به نفس او را خدشه دار می کند. به فرزندتان کمک کنید تشخیص دهد که اینطور نیست که دوستش نداشته باشید بلکه رفتار اوست که نمی توانید تحمل کنید. برای اینکه فرزندتان اعتماد به نفس سالمی داشته باشد، باید بداند که تحت هر شرایط او را دوست دارید. با گرفتن محبتتان از بچه نمی توانید به او انگیزه دهید.

8. هم مهربان باشید هم قاطع.

تصور کنید که به بچه 5 ساله تان گفته اید که اگر سر وقت حاضر نشود همانطوری او را بغل کرده و سوار ماشین می کنید. به او گفته اید که هم می تواند در ماشین و هم در مهد کودک لباس بپوشد. دقت کنید که موقع بغل کردنش، با محبت اینکار را بکنید اما درست سر وقت بدون هیچ بحث اضافه اینکار را بکنید.

9. تربیت کردن با هدفی در سر

اکثر ما با رویکرد در دست گرفتن کنترل اوضاع فرزندانمان را تربیت می کنیم. ما دنبال راه حل مناسب هستیم و این معمولاً موجب تو سرخور شدن بچه ها می شود. اما اگر بعنوان والدین طوری با فرزندمان برخورد کنید که احساس کند یک فرد بزرگسال است، بسیار منطقی تر و باملاحظه تر رفتار کرده ایم. مثلاً اگر فرزندمان را تنبیه بدنی کنیم، او خشونت را از ما یاد می گیرد و وقتی بزرگ شود برای رسیدن به خواسته هایش از زور و خشونت استفاده کند.

10. ثابت قدم باشید و تا آخر راه را دنبال کنید.

اگر با فرزندتان توافق کرده اید که وقتی وارد مغازه شدید نمی تواند شکلات بخرد، به هیچ عنوان با گریه کردن و التماس هایش زیر بار نروید.. با این روش فرزندتان یاد می گیرد که به حرف شما احترام بگذارد.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 15:12
چطور رنگی که بیشتر به ما می آید را بشناسیم؟ 

چطور رنگی که بیشتر به ما می آید را بشناسیم؟

از چه طریق و راهی متوجه بشویم که چه رنگی به ما می‌آید؟ و چه رنگی به ما نمی‌آید؟
انسان‌های دارای پوست‌های مختلفی هستند: پوست‌های روشن، تیره، گندمی و.... هم چنین دارای رنگ مو‌های متفاوتی هستند: روشن، بلوند، شرابی، مشکی و .... .
بعضی از رنگ‌ها هستند که نسبت به رنگ‌های دیگر بیشتر به شما می‌آیند و هنگامی که این رنگ‌ها را می‌پوشید : زیبا تر ، شیک تر به نظر می‌آید .
به شما توصیه می‌کنیم قبل از اینکه لباس جدید خود را خریداری کنید حتما این مقاله را بخوانید و رنگ‌هایی که شما را زیباتر نشان می‌دهند را بشناسید ، خرید خود را آغاز کنید :

1- تصور کنید که وارد یک بوتیک لباس فروشی شده اید ، از یک مدل لباس خوشتان آمده است و آن مدل لباس دارای چند رنگ متفاوت هستند ، شما از دو یا سه رنگ آن لباس خوشتان می‌آید اما نمی‌دانید از بین این چند رنگ کدام را انتخاب کنید ؟ چه باید کرد ؟ توصیه می‌کنیم که لباس مورد نظر را با رنگ‌های مختلف در زیر صورت خود بگیرید ، اثری که رنگ مورد نظرتان بر روی صورت شما می‌گذارد دقت کنید و مشاهده کنید آیا رنگ صورت شما را باز می‌کند ، یا اینکه رنگ صورتتان را تیره تر می‌کند ; رنگ لباسی که انتخاب می کنید باید به نحوی باشد که پوست صورت شما را باز و روشن کند . اگر رنگ صورتتان تیره شد ، حالت و فرم چشم‌هایتان عوض شد ، یا اینکه موج خستگی یا تیره گی را بر صورت شما گذاشت ، شما باید به این نتیجه برسید که این رنگ به شما نمی‌آید به خاطر رنگ پوستتان ، رنگ موهایتان و یا رنگ چشمانتان و ..... . پس بهتر است رنگ دیگری را انتخاب کنید .
2- آیا رنگ پوست تاثیر بسزایی در انتخاب رنگ‌ها برای شما دارد ؟ بله رنگ پوست تاثیر بسزایی در انتخاب رنگ‌ها دارد . اگر رنگ پوستتان سفید یا تیره باشد ، رنگ‌هایی را که انتخاب می‌کنید تفاوت دارد ، البته علاوه بر رنگ پوستتان ، رنگ موهایتان نیز تاثیر بسزایی دارد . برای مثال هنگامی که رنگ موهایتان مشکی بود یک رنگ خاص به شما نمی‌آمده اما اکنون که رنگ موهایتان تغییر داده ، همان رنگ قبلی کلی به شما می‌آید و صورت شما را کلی تغییر داده است ، و شیک تر شده اید .
3- آیا رنگ موهایتان نیز تاثیر بسزایی در انتخاب رنک‌ها برای شما دارد ؟ معمولا رنگ موهای اولیه هر کس ، و رنگ موی طبیعی که خداوند به انسان‌ها هدیه کرده است آن رنگ مناسب ترین و بهترین رنگ می‌باشد ، اما یک سری از افراد با رنگ مویی که مخصوص خودشان و ذاتی می‌باشد ، جلوه و ظاهر خوبی پیدا نمی‌کنند برای همین مجبور می‌شوند که موهایشان را رنگ کنند . اما از کجا متوجه شویم که چه رنگی به ما می‌آید ؟
اگر می‌خواهید متوجه شوید که موهایتان باید به چه رنگی باشد که به شما بیاید باید به سه عاملی که در زیر برایتان توضیح می‌دهیم دقت کنید :
1- رنگ چشمانتان ، 2 – رنگ پوست صورتتان 3- رنگ ذاتی موهایتان
دقت کنید تا بتوانید به این موضوع پی ببرید و رنگ مناسب را انتخاب کنید . ترکیب سه عامل گفته شده راهی مناسب است ، و شما را در انتخاب بهترین رنگ یاری می‌دهد .

4- به افرادی که دارای رنگ موهای خاکستری هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ اگر می‌خواهید افراد زیادی جذب شما شوند و توجه بیشتری را جلب کنید توصیه می‌کنیم که رنگ‌های سرد ، آرام و ملایم بپوشید . لازم به ذکر است رنگ‌های سرد و تند را نپوشید بهتر است رنگ‌های سرد و ملایم را بپوشید تا با رنگ موی شما‌هارمونی و تطبیق بیشتری داشته باشند تا شما را زیباتر نشان دهند ، نه اینکه کاملا بر ضد هم باشند .
رنگ‌هایی مانند : آبی آسمانی ، صورتی‌های کم رنگ ، رنگ‌های پوست پیازی ، لیمویی‌های ملایم ، بنفش‌های کم رنگ ، گلبه هی ، سبز ، مشکی ، سفید ....

5- اگر رنگ موهایتان کمی روشن تر از خاکستری است ، دیگر رنگ‌های سرد را به شما پیش نهاد نمی‌کنیم ، بر عکس رنگ‌های پر رنگ و گرم را به شما پیش نهاد می‌کنیم .
رنگ‌هایی مانند : سبز زمردی ، قرمز کبود ، قرمز ، مشکی ، سفید ، را به شما توصیه می‌کنیم و رنگ‌هایی مانند : برنز ، رنگ‌های خاکی و رنگ‌هایی در این سبک بپرهیزید .

6- به افرادی که دارای رنگ موهای مسی هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ شما نباید رنگ‌های سرد و ملایم را بپوشید بلکه باید لباس‌هایی را که انتخاب می‌کنید از جمله رنگ‌های گرم و تند باشند.
رنگ‌هایی مانند : بنفش ، قرمز‌هایی که کمی تیره باشند به شما جلوه ی خوبی را خواهند بخشید . رنگ‌های که در این درجه بندی رنگی قرار دارند و در این ردیف قرار می‌گیرند را می‌توانید انتخاب کنید . رنگهایی مانند : سبز‌های لجنی ، زرد پر رنگ ، نارنجی‌های آتشین ، …. شما با پوشیدن این رنگ‌ها زیباتر و شیک تر جلوه خواهید کرد . در عوض رنگ‌هایی مانند : آبی نفتی ، خاکستری ، از جمله رنگ‌های هستند که به شما نمی‌آیند. 

7- به افرادی که دارای موهای سفید و یا جو گندمی هستند چه رنگ‌های می‌آید ؟ افرادی که دارای موهای سفید و جو گندمی هستند از رنگ‌هایی که دارای‌هارمونی و ترکیب سرد ، و پر رنگ هستند می‌توانند استفاده کنند و لباس‌هایی با این رنگ‌ها را بپوشند.

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 17:15
10 مورد عامل موثر در پايداري جووني انسان 

10 مورد عامل موثر در پايداري جووني انسان

10 مورد عامل موثر در پايداري جووني انسان

1- اعداد بدرد نخور را به دور بريز. اين شامل سن، وزن و قد ميشه. اجازه بده پزشکان براي اونها نگران باشند، براي همين به اونها پول ميدي ديگه.

Throw out nonessential numbers. This includes age, weight and height
Let the doctors worry about them. That is why you pay them


2- فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن، غرغروها و بداخلاقها نابودت ميکنند (ضمناً اگر جزو اون غرغروها يا بداخلاقها هستي اين رو به خاطر بسپار).

Keep only cheerful friends
The grouches pull you down. (keep this In mind if you are one of those grouches)
 
3- شروع به يادگرفتن کن. کامپيوتر، هنر، باغباني... هرچيزي که دوست داري، هرکاري که اجازه نده مغزت بيکار بمونه. "مغز بيکار کارگاه شيطانه"، و نام شيطان اينه: آلزايمر!

Keep learning
Learn more about the computer, crafts, gardening
whatever. Never let the brain get idle
"An idle mind is the devil's workshop
And the devil's name is Alzheimer's
 
4- از چيزهاي کوچک و ساده لذت ببر.


Enjoy the simple things
 
5 - به جاهاي نادرست و پر گناه نرو
برو به خريد، حتي مسافرت به يه شهر ويا يک کشور ديگه اما نه به جائي که پراز گناه و خطاست وهميشه يادخدا باش

Don't take guilt trips
Take a trip to the mall, even to the next county, to a foreign country, but NOT to where the guilt is &َ Always Remember God
6.بيشتر مواقع طولاني بخند. آنقدر بخند که احتياج به نفس تازه داشته باشي. و اگر دوستي داري که تورو ميخندونه بيشتر وقت خودت را با او بگذرون.

Laugh often, long and loud. Laugh until you gasp for breath
And if you have a friend who makes you laugh, spend lots and Lots of time with HIM /HER
 
7- اشک و غصه هم پيش مياد؛ يه کم گريه زاري کن، يه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن.. تنها کسي که تمام عمر با تو خواهد بود، خودت هستي.
تا زنده اي زندگي کن.

The tears happen
Endure, grieve, and move on. The only person who is with us our entire life, is ourself. LIVE while you are alive

8- دور وبرت رو پر کن از هرچيزي که دوست داري، فاميل، هدايا و يادگاريها، موسيقي، گل و گياه، سرگرميها، هرچيزي که خودت دوستش داري.
خونه تو پناهگاه توست.

Surround yourself with what you love
Whether it's family, keepsakes, music, plants, hobbies, whatever
Your home is your refuge
9. قدر سلامتي خودتو بدون
اگر خوبه، نگهش دار و مواظب باش،
اگر استوار نيست، بهترش کن،
اگر هم بدتر ازاوني است که خودت بتوني کاري بکني، خوب کمک بگير.

Cherish your health
If it is good, preserve it
If it is unstable, improve it
If it is beyond what you can improve, get help

10 - در هر موقعيتي عشق خودت رو به کساني که دوستشون داري بيان کن و بگو.

Tell the people you love that you love them, at every opportunity

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 14:19
شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند! 

شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!

آیا با هرکسی می‌توان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

اول در انتخاب زوج، رضایت خانواده‌ها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانواده‌های ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.

حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانواده‌هایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانواده‌ها با احترام به خواستگاری دختر می‌روند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر می‌روند،همگی توافق می‌کنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … می‌بینید که ر ضایت خانواده‌های طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی می‌کنید انگار با یک قبیله زندگی می‌کنید.

فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی می‌کنید با یک قبیله زندگی می‌کنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم  و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال می‌گویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم  و جا می‌افتیم.

بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانواده‌های طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند.

عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمی‌شود.حتی گاهی خیال می‌کند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه می‌شوید که دائماً می‌گوید فدایت بشوم،چه چیزی می‌خواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما می‌سوزیم ! به این لحاظ است که می‌گوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.

عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهر‌ها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.

مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان می‌شد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمی‌تواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامه‌های دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود می‌آورند.چنین زوجی قادر نیستند بچه‌های خود را تر و خشک و نگهداری کنند .

ممکن است هوش والدین روی هوش بچه‌ها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد می‌دهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمی‌شود ازدواج کرد.

عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید می‌کنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.

تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور می‌کنید ؟!

مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.

ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیایی‌تان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :

مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.


 برای دیدن بقیه روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

***کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد***

...:::نظر یادتون نره:::...


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 14:16
چگونه كمرويي خويش را از ميان برداريم ؟ 

چگونه كمرويي خويش را از ميان برداريم ؟

نگاه اجمالی

کمرویی مشکل پیچیده‌ای است که برای غلبه برآن باید از روشهای مختلف استفاده کرد. توصیه‌ها و تمریناتی که ارائه می‌شود، تنها زمانی می‌توانند ارزشمند باشند که تصمیم خود را نسبت به تغییر روش زندگی خود اتخاذ کرده باشید و در کنار آن به این اعتقاد داشته باشید که امکان تغییر وجود دارد. درواقع تا زمانی که اعتقادی به تغییرپذیری نداشته باشیم، تصور تغییر یافتن محال است. عنصر لازم دیگر شجاعت در عملکرد است. این یعنی از تغییر نترسیدن و به پیشواز تغییرات رفتن در جهت بهبود روش زندگی و داشتن زندگی بدون کمرویی.

تغییر زندگی

اگر دیگر نمی‌خواهید تحت عنوان وامانده اجتماعی به حیات خود ادامه دهید یا از دیدن اینکه ، کمرویی شدید مانع استفاده از فرصتهای خوب زندگی می‌شود، احساس ناراحتی می‌کنید، وقت آن است که همه چیز را تغییر دهید. چهارنوع تغییرات اساسی می‌باید انجام شود که عبارتند از:

تغییر شیوه‌های فکری درباره خود و کمرویی

تغییر نوع رفتارها

تغییر درنحوه نگرش به عملکردها و شیوه‌های فکری افراد دیگر

تغییر ارزشهای اجتماعی مربوط به کمرویی

اعتقاد به تغییرپذیری

اگر خواهان تغییر زندگی باشیم ولی اعتقاد به امکان تغییرپذیری نداشته باشیم، تغییر رفتاری و فکری اساسی در فرد بوجود نمی‌آید. بسیاری از افراد ، افسانه تغییر ناپذیربودن را پذیرفته‌اند و به تغییرات ایجاد شده با بدبینی می‌نگرند. مثلا می‌گویند ممکن است در مورد دیگران موثر باشد، ولی نمی‌تواند در من تغییر ایجاد کند. اما شواهد زیادی از این نتیجه گیری متضاد حمایت می‌کنند، که شخصیت و رفتار افراد در صورت تغییر موقعیت کاملا تغییر پذیرند. در واقع طبیعت انسان به نحو قابل توجهی انعطاف پذیر است و به سرعت خود را با چالشهای موجود در محیط منطبق می‌کند. انطباق پذیری با تغییرات محیطی در واقع تمام حیات و زندگی است.

شجاع بودن

بسیاری از نیروهای درونی ، ما را در جایی که قرار داریم، نگاه می‌دارند و مانع از حرکت ما در جهت عملی ساختن تواناییهای بالقوه‌مان می‌شوند. غلبه بر چنین مخالفان نیرومندی نیازمند داشتن تعهدی قوی از جانب افراد است. انجام تمرینات روزانه ده دقیقه‌ای در خلوت خانه کارساز نخواهد بود. در واقع برای کمرو نبودن باید تصمیم بگیرید، چه نوع انسان می‌خواهید باشید و آنگاه وقت و انرژی خود را در جهت جامه عمل پوشاندن به آنها صرف کنید.

روشهای درمان کمرویی:

شناخت خود: پس ازسالها زندگی با شخص خود بنظر می‌رسد که باید خودمان را به خوبی بشناسیم. در کمال تعجب باید گفت که فقط تعداد کمی ‌از افراد چنین هستند. ما انسانها برای شناخت واقعی خودمان وقت صرف نمی‌کنیم. تمرینهایی وجود دارند که افراد را قادر می‌سازند که افکار و احساسات خودشان را با نگاهی نزدیکتر و دقیقتر به تصویر بکشند. بعضی از آنها عبارتند از:

برچسب زدن به خود : فهرستی از ده لغت ، عبارت و ویژگی شخصیتی که به بهترین شکل معرف شماست، تهیه کنید. سپس هر یک از این عبارات را یکبار خودتان و بار دیگر توسط بهترین دوستتان از یک تا ده نمره گذاری کرده توسط کلمات مثبت ، منفی و خنثی رتبه بندی کنید. رتبه بندی و نمره گذاری خود و دوستتان را با یکدیگر مقایسه کنید.

یک ماه فرصت برای زندگی : فرض کنید، به یک بیماری لاعلاج دچار شده و فقط یک ماه فرصت زندگی کردن داشتید. این یک ماه را چگونه سپری می‌کردید؟ کجا می‌رفتید؟ دوست داشتید موقع مرگ چه کسی کنار شما باشد؟ دوست داشتید روی سنگ قبرتان چه چیزی نوشته شود؟

درک کمرویی خود : اگر بتوانید علت کمرویی خود را مشخص کنید، عملکردتان اثر بخش‌تر خواهد بود. درک علل ، همبسته‌ها و پیامدهای کمروی دو فایده مهم دارد. اول آنکه زمینه را برای ارائه طرحی عقلانی جهت دخالت و مداوا آماده می‌کند. علاوه بر آن با تجزیه و تحلیل صریح ماهیت و ابعاد کمرویی‌ آن را ازحالت ذهنی خارج و به آن عینیت می‌بخشید. برای این شناخت باید به سوالات زیر پاسخ دهید.

آیا خود را فرد کمرویی می‌دانید؟ به چه میزان؟ (از بینهایت کمرو تا فقط مختصری کمرو )

علت یا علتهای کمرویی خود را مشخص کنید ( نظیر ترس از طردشدن ، عدم اطمینان به خود ، معلول بودن و ...)

چه موقعیتهایی باعث بروز احساسات کمرویی در شما می‌شوند ( نظیر موقعیتهای اجتماعی ، گروهها ، جنس مخالف و … )

موقع احساس کمرویی چه نشانه‌هایی در شما بروز می‌کند؟ ( علائم جسمانی ، افکار و احساسات و رفتارهای خود را موقع کمرویی مشخص کنید).

پیامدهای منفی و مثبت کمرو بودن کدام هستند؟

پرورش اعتماد به نفس : اعتماد به نفس (self-confidence) یعنی میزان ارزشی که به خودمان در مقایسه با دیگران قائل هستیم. افرادی که برای خویشتن ارزش مثبتی قائل هستند، احساس امنیت و آرامش خاطر بیشتری دارند. چنین افرادی به تقویت کنندههای اجتماعی و ستایشهای دیگران وابستگی ندارند. زیرا آموخته‌اند چگونه بهترین دوست خود و بزرگترین مشفق خویشتن باشند. در مقابل افرادی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند، معمولا منفعل تر ، ترغیب پذیرتر و دارای محبوبیت کمتر هستند. این افراد نسبت به انتقاد منفی به شدت حساس هستند و فکر می‌کنند که این انتقاد ناشایستگی آنان را ثابت می‌کند. تحقیقات مختلف همبستگی معنی داری را بین کمرویی و اعتماد به نفس پایین گزارش کرده‌اند. بدین معنی که زمانی که کمرویی شدید است، اعتماد به نفس نیز پایین است و زمانی که اعتماد به نفس بالایی وجود دارد، کمرویی از صحنه حذف می‌شود.

آموزش مهارت اجتماعی : لازم است، به افراد کمرو مهارتهای اجتماعی آموزش داده شود تا از دستور العملهای ساده و مستقیم ویژه‌ای برای تغییر الگوهای رفتاری خود جهت دریافت پاداشهای اجتماعی بیشتر استفاده کنند. در این زمینه لازم است آنها مطالبی را فرا بگیرند، تمرین کنند، تشویق شوند و روشهایی که آنها را از نظر جسمانی و اجتماعی جالب توج تر می‌کند، فرا بگیرند. بخش اعظم این روشها تحت عنوان جرات آموزی (Assertive Training) ارائه می‌شوند. برخی از این روشها شامل آموزش لباس پوشیدن و آراستگی ظاهر ، شروع یک گفتگو ، آموزش گفتگو با افراد ناشناس ، آموزش گوش کردن فعال ، آموزش نه گفتن است.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 14:38
چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم 

چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم

اعتماد به نفستان پایین است؟ این تکنیک عالی را امتحان کنید

چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم

امروز می خواهیم یک نکته بسیار ساده درمورد اعتماد به نفس برایتان عنوان کنیم که نه تنها روی اعتماد به نفس درونی شما تاثیر می گذارد، بلکه باعث می شود بقیه هم شما را فردی با اعتماد به نفس بیشتر ببینند. این تغییر کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر شگرفی روی زندگیتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترین نکته ای است که بتوانید تصور کنید:

چانه تان را بالا بگیرید.

حالا برای لحظه ای از جلوی آینه کنار بروید و ژستتان را طوری تنظیم کنید که چانه تان خیلی بالاتر از حد نرمال قرار گیرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگیرید که باعث شود کمی ژستتان ناشیانه به نظر برسد (بعداً برایتان توضیح می دهم که چرا چنین حسی دارید). حالا بروید و جلوی آینه بایستید و خودتان را با این ژست جدید برانداز کنید.

ببینید که چقدر آن کسی که در آینه می بینید با اعتماد به نفس به نظر می رسد. مطمئناً این ژست با ژست قبلیتان تفاوت زیادی دارد، درست است؟

وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایین تر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن بهتان دست می دهد. اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

بالا نگه داشت چانه دو تاثیر خیلی قوی دارد:

1. به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس بالایی دارید و برای خودتان احترام زیادی قائلید. اما چطور یک بالا نگه داشتن ساده چانه چنین تصوری در اطرافیان ایجاد می کند؟ داستان آن دراز است اما بیشتر به خاطر سمبل هایی است که ما بعنوان برخی انواع رفتار و شخصیت در ذهنمان داریم. نکته آخر این است که همه آنهایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، چانه هایشان را بالا می گیرند. و این هیچ استثنایی ندارد.

از طرف دیگر، پایین انداختن چانه همیشه نشانه بارز پایین بودن اعتماد به نفس است. و این ژست نه تنها به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس پایینی دارید، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم این پیام را می رساند و باعث می شود که اعتماد به نفسمان حتی پایینتر هم بیاید.

2. بالا نگه داشتن چانه باعث می شود احساس اعتماد به نفس بیشتری کنید. این یک مفهوم روانشناسی از مکتب رفتارگرایی است. این یک واقعیت شناخته شده روانشناسی است که برخی رفتارهای فیزیکی تولیدات شیمیایی درون مغز را تغییر می دهند. صاف ایستادن و بالا نگه داشتن چانه دقیقاً چنین رفتاری است و با چنین ژستی از درون احساس اعتماد به نفس بالاتری خواهید کرد.

تاثیر دوگانه این ژست آنرا به یکی از ساده ترین راه ها برای ایجاد اعتماد به نفس درونی و بیرونی تبدیل می کند. مشخص است که این دو تاثیر از همدیگر هم تغذیه می کنند و باعث می شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.

مهمترین چیزی که باید درمورد این ژست به یاد داشته باشید این است که هر روز آن را انجام دهید. تداوم کلید کار است. حتی وقتی تنها هستید اینکار را تمرین کنید.

و اما یک هشدار: دفعات اولی که با این ژست (یعنی صاف ایستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومی ظاهر می شوید ممکن است کمی احساس ناشی گری و خامی به شما دست دهد—انگار می خواهید خودتان را طوری وانمود کنید که نیستید. این مسئله باعث می شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادی هم پایینتر بیاید. اما نگران نباشید: این مسئله کاملاً متداول است و برای همه ما پیش می آید.

باید به راهتان ادامه دهید و بپذیرید که زمان می برد تا با این ژست جدیدتان خو بگیرید و باید درک کنید که ممکن است اول کار کمی برایتان سخت باشد. اما بدانید که این سختی و ناراحتی خیلی زود وقتی این ژست جدید برایتان شکل عادت درآمد برطرف می شود.

نکات بیشتر در رابطه با اعتماد به نفس

اعتماد به نفس پایین یکی از مخرب ترین عادات و قالب های فکری است که کسی می تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانایی هایتان را برای رسیدن به اهداف مختلف در زندگیتان پایینتر ببینید، متقاعد کردن دیگران برای خلاف آن سخت تر خواهد بود.

یکی از مهمترین و اصلی ترین ویژگی های یک فرد برای داشتن یک زندگی خوب و شاد این است که خود را بالا ببیند و به توانایی های خود برای رسیدن به بزرگترین دستاوردها ایمان داشته باشد.

هرچقدر بیشتر بتوانید خودتان را فردی ببینید که مهارت ها و ویژگی های لازم برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی خود را دارد، دیگران هم بیشتر شما را آنطور می بینند. و این می تواند فرصت های زیادی برای خودتان و آینده تان پیش رویتان قرار دهد.

در زیر به چند نکته برای کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره می کنیم:

1. به زمان هایی در گذشته فکر کنید که به خیلی از اهدافتان رسیده بودید. احساسی که آنزمان داشتید را به یاد آورید و همان لذت و رضایت را دوباره تجربه کنید.

2. از منطقه امنتان بیرون بیایید. گاهی اوقات یک کمی که خودتان را هل بدهید باعث می شود آزادی بیشتری احساس کنید و این می تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بیشتری در قسمت هایی که قبلاً نداشتید به دست آورید.

3. خودتان را تحسین کنید. اکثر افراد به اندازه کافی از خودشان تعریف و تمجید نمی کنند. هرچقدر بیشتر خودتان اینکار را بکنید، دیگران هم بیشتر تحسینتان می کنند.

از این سه نکته استفاده کنید  و اجازه بدهید که حس اعتماد به نفس بالاتری را تجربه کنید. بدانید که شایسته تحسین هستید، لایق آن اعتماد به نفسید و موقعیت های عالی همه جا منتظر شماست.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 15:7
چگونه وارد خواب ديگران شويم؟ 

 چگونه وارد خواب ديگران شويم؟

موضوع خيلي جالبيه. از وقتي بچه بودم درباره احتمال انجام اين کار فکر ميکردم و هميشه خواب براي من مرموز بوده. شايد چون تنها چيزي بوده که در دسترسم بود و من نميتونستم اون را درک کنم. مثلا ميشنيدم که فلاني روح فلاني را تو خواب ديده و باور ميکردم چون من به دين اسلام ايمان دارم و باورم نسبت به اين مسائل بسيار زياده ولي نميتونستم مسئله را به کناري بگذارم و هميشه ذهن من مشغول بود. در اين چند سال در اين باره اطلاعات کافي و آگاهي کاملا خوبي بدست آوردم.

 الان ميتونم بگم که اين کار امکان پذيره. ولي جالب اينه که شخصي که ما به خواب اون وارد ميشيم خواب را از ياد ميبره و البته هيچوقت به ديد ما به اون آگاه نيست. ولي در صورتي که محتويات خواب را براي اون بازگو کنيم ميتونيد چهره متعجب و مات شخص را ببينيد که بهتون ميگه تو از کجا ميدوني! خوب البته که ميدونم چون من وارد خواب تو شدم. انجام اين کار نسبتا ساده است. فقط کمي تمرين نياز داره. اول از همه بايد اين را يادآوري کنم. وقتي شما خواب ميبينيد مثل اين نيست که شما داخل يه دنياي خاص خودتون شده باشيد. نه اينطور نيست.

 خواب شما ميتونه خواب ديگران هم باشه. پس خيلي از اشخاصي که در خواب ميبينيم ميتونن افراده ديگري باشن که آگاه يا ناآگاه به خواب شما وارد شدن. و درواقع اين يه اصطلاحه. ميشه گفت با شما در بعد ديگري تماس پيدا کردند. پيشنياز اين کار آگاه شدن در خواب يا برونفکني کالبد اختريه. که البته هر دو اينها براي انجام اين کار فرقي ندارند. بعد از اينکه به يکي از دو حالتي که گفتم رسيديد طرف مقابل را تجسم کنيد و تصميم بگيريد که پيش شخص مورد نظر بريد. البته اين کار را در موقعي که مطمئن هستيد شخص خواب هست انجام بديد. بعد از اينکه اين کار را کرديد خودتون را پيش شخص مورد نظرتون پيدا ميکنيد.

 در صورتي که شما با دوستتون ميخواهيد اين کار را انجام بديد ميتونيد قرار بذاريد که حرفهايي را به هم بزنيد و بعداز بيداري به ميزان صحت آنها پي ببريد. کار بسيار جالبتري که ميشه انجام داد آگاه کردن طرف مقابل هست. خوب شما در زمينه آگاهي در خواب فعاليت داريد (و يا برونفکني کالبداختري) ولي دوستتون تازه شروع به تمرين کرده و شما ميخواهيد اين روش را براي دوستتون بکار ببريد تا اون بتونه آگاه بشه. به اون ميگيد که وقتي اون خوابيد به خوابش وارد ميشيد و اونو از اينکه داره خواب ميبينه آگاه ميکنيد.

 شما وارد خوابش ميشيد و خواب بودنش را بهش ميگيد و اينکه داره خواب ميبينه و اون بلافاصله آگاه ميشه يا نه دست به آزمايش ميزنه مثلا شما به اون ميگيد ارتفاع بگير و اون بعد از انجام اين کار متقاعد ميشه که خواب و باينصورت آگاه ميشه. در صورتي که اينکار دو نفر توافقا اينکار را يعني وارد شدن در خواب يکديگر انجام ميدهند بهتره که همزمان بيدار بشوند تا بتونند خوابشون را بسرعت بياد بيارند.

 درصورتي که هر دو بعد از ديدن هم در خواب به خوابشون ادامه بدهند به احتمال زياد جريان ديدن همديگر را فراموش ميکنند. حتي اکثر مواقع يکنفر هم ميتونه به ديگري يادآوري کنه و اين درصورتيکه يکنفر بلافاصله از خواب بيدار شده باشه ولي شخص دوم به خوابيدن ادامه بده ممکنه و شخص اغلب بعد از شنيدن جزئيات اون خواب همه چيز به يادش مياد.

وقتي اين کار را انجام بديد به جزئيات خيلي جالبي ميرسيد. مثلا لباس شخص مقابل را ميبينيد(حتما ميپرسيد کي رسيده لباس بپوشه؟ منم نميدونم). کارهاي خيلي جالبي ميشه انجام داد. براي مثال شما ميتونيد خيلي از پديده ها را آزماش کنيد. در خوابتون پديده جالبي انجام بديد و ببينيد آيا دوستتون هم ميتونه اين پديده را ببينه. مثلا يک گوي انرژي درست کنيد( به نوشته هاي قبلي مراجعه کنيد).

 ا يک دريچه زمان باز کنيد (؟؟؟؟) و درصورتي که دوست شما توانست دريچه را مشاهده کنه با هم واردش بشيد. حتما به حالتهاي خيلي جالبي برخورد خواهيد کرد. فراموش نکنيد که براي انجام اين کار به تمرين نياز داريد و درصورتيکه در بار اول موفق نشديد باز هم تلاش کنيد

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 14:27
دلایل افت سرعت کامپیوتر و رفع آن 

دلایل افت سرعت کامپیوتر و رفع آن

به طور كلي علل كاهش سرعت كامپيوتر را مي توان به دو دسته سخت افزاري و نرم افزاري تقسيم كرد. در ادامه ۸ دليل عمده در اين زمينه را معرفي مي كنيم:

دلایل افت سرعت کامپیوتر و رفع آن

۱– گرماي محيط

اين دليل بيش از آنكه تصورش را بكنيد، بر عملكرد سيستم تاثير مي گذارد. به همين خاطر است كه چند فن خنك كننده داخل كيس دستگاه كار مي گذارند.

گرماي بيش از اندازه باعث ايجاد تغيير در اطلاعات كه به صورت جريان و ولتاژ درون يا بين بخش ها و ابزارهاي گوناگون كامپيوتر (مانند پردازنده، حافظه اصلي و جانبي يا كابل شبكه) مبادله مي گردند، مي شود و نقص اطلاعات اگر در حد تحمل پذيري سيستم1 باشد، با انجام يك پردازش به نسبت ساده يا ارسال مجدد داده ها2 كه البته هر دو فرايندي زمانبر هستند، كار دنبال مي شود؛ وگرنه كه ممكن است روند به خطاي ناشناخته يا ايست كامل دستگاه بينجامد.

البته لازم به گفتن است كه در كامپيوترهاي متداول امروزي، نصب 3 يا 4 عدد فن خنك كننده (يكي داخل منبع تغذيه، يكي روي ريزپردازنده و ديگري داخل كيس و در صورت نياز يكي هم روي پردازنده كارت گرافيكي) در حالت عادي كافي است و افزودن فن هاي بيشتر، نه تنها كمكي نمي كند، بلكه باعث مصرف انرژي بيشتر و افزايش دماي محيط مي شود.

۲– ميدان مغناتيسي

ميدان مغناتيسي هم مانند گرما بر عملكرد دستگاه تاثير مي گذارد. بيشترين موارد ايجاد ميدان مغناتيسي اطراف كامپيوتر مربوط است به عبور كابل برق فشار قوي و تاثير نمايشگر كامپيوترهاي مجاور (به ويژه نمايشگرهاي CRT .) حتي نمايشگر خودتان را هم زياد به كيس دستگاه نچسبانيد.

در ضمن براي كساني كه دوست دارند يك جفت بلندگوي قوي دو طرف نمايشگرشان بگذارند، بگوييم كه ميدان مغناتيسي باندها بر كار نمايشگر تاثير منفي مي گذارد و در دراز مدت آن را خراب مي كند.

۳– نصب انبوه نرم افزارها

بسياري از كاربران، به ويژه در كشور ما كه قانون حقوق پديدآورنده (كپي رايت) رعايت نمي شود، برخي به نصب هر نرم افزار به دردبخور يا نخور، اما مفتي كه به دستشان مي رسد، عادت كرده اند. افزايش تعداد نرم افزارهاي نصب شده بر دستگاه از چند جهت باعث كاهش سرعت آن مي شود: اول اين كه در هنگام بوت شدن سيستم عامل ويندوز (كه به علت مفت بودن در كشور ما رايج است،) بخش رجيستري اصالت نرم افزارهاي نصب شده را مي سنجد (البته به خيال خام خودش!) و اين يكي از مهم ترين دلايل كندي بالا آمدن ويندوز نسبت به سيستم عامل هاي ديگر، به ويژه خانواده سيستم هاي منبع باز3 مانند لينوكس است. همچنين بسياري از اين نرم افزارها بخشي از خود را مقيم در حافظه4 مي كنند تا همواره در دسترس باشند. يعني اين كه بخشي از فضاي پرارزش رم را مصرف مي كنند و اين امر موجب كاهش سرعت خواهد شد. گذشته از اين موارد، هر نرم افزار فضاي ديسك سخت را هم اشغال مي كند و اگر فضاي خالي روي ديسك سخت خيلي كم باشد، باز ها باعث افت سرعت كار خواهد شد.

۴– گرد و خاك

امان از اين گرد و خاك! همان طور كه قبلا هم گفتيم، وجود گرد و خاك روي مدارات الكترونيكي موجب ايجاد اتصال كوتاه هر چند ضعيف بين قطعات مختلف آن و در نتيجه اتلاف انرژي و اختلال در انتقال اطلاعات و سرانجام افت سرعت كار سيستم مي شود. هر چند ماه يكبار روي قطعات داخلي دستگاه را با يك مكنده و دستمال نخي آغشته به اندكي الكل يا مواد شوينده مجاز تميز كنيد.

۵– فايل هاي خردشده

همان طور كه مي دانيد، در حافظه هاي جانبي مبتني بر گرداننده ديسك سخت، ديسك به صورت مجموعه اي از قطاع ها5 و شيارها6، پيكربندي7 مي شود.

از آنجا كه اين ديسك با سرعت بسيار بالا مي چرخد و بازوي نوك خواندن™نوشتن8 با سرعت به مراتب كمتري روي ديسك جلو و عقب مي رود، بهتر است كه اطلاعات مربوط به يك فايل روي يك شيار نوشته شود تا با يك دور گردش سريع، هد بتواند كل آن را بخواند. اما در عمل، به دلايل بسيار (مانند كپي و حذف پياپي فايل ها) اطلاعات مرتبط، به صورت پراكنده بر روي ديسك نوشته مي شود كه در اصطلاح به آن خرد و ريز شدن9 مي گويند.

سيستم عامل ويندوز براي رفع اين مشكل ابزاري به نام Disk Defragmenter را فراهم آورده است كه به كنارهم چيدن و منظم سازي قطعات فايل ها مي پردازد.

براي به كارگيري اين ابزار پس از كليك راست بر نام درايو به گزينه Properties و سپس لبه Tools برويد. اما توجه داشته باشيد كه پردازش يك درايو چند گيگابايتي عملي بسيار وقت گير و به علت درگيري شديد هد با سطح ديسك بسيار خطرناك است. توصيه مي كنيم كه اين كار را هر ماه يكبار انجام دهيد و بگذاريد كه دستگاه شب تا صبح كارش را انجام دهد و مطمئن شويد كه در طول مدت انجام كار، كوچكتريت تكاني به كيس و ديسك سخت وارد نمي آيد.

۶– پويش خوشه هاي گمشده

در طول مدت كار با رايانه، ممكن است كه بسياري از دلايل موجب ايجاد اختلال در كار ثبت اطلاعات بر ديسك سخت شود. براي نمونه خاموش شدن يا راه اندازي مجدد ناگهاني (بدون استفاده از روش هاي متعارف) موجب مي شود كه فايل هاي كه از ديسك سخت در رم باز شده و در حال پردازش هستند، سردرگم بمانند و برخي فايل هاي بي مورد روي ديسك باقي بمانند. به گونه اي از اين اطلاعات از دست رفته يا بلاتكليف خوشه هاي از دست رفته10 مي گويند. يا در بدترين حالت ممكن است بخشي از ديسك به علت ضربه، ميدان مغناتيسي شديد يا ورود گرد و غبار به درون ديسك خراب شده باشد كه به آن بدسكتور11 مي گويند و درصورتي كه اطلاعاتي بر آن نقاط ثبت شود، ممكن است هد روي آن گير كند و بدتر اين كه خرابي را گسترش دهد.

سيستم عامل ويندوز براي رفع چنين مشكلاتي نيز نرم افزاري به نام Scan Disk فراهم آورده. جاي آن با عنوان Error-Checking درست كنار Defragmenter است و تمام توصيه هاي ايمني آن نيز در مورد اين ابزار صدق مي كند.

۷– فضاي حافظه مجازي

در كامپيوتر، هيچ پردازشي روي ديسك سخت انجام نمي شود. همه اطلاعات بايد اول به حافظه اصلي (رم) منتقل و سپس در ريزپردازنده پردازش شوند.

اما از آنجا كه معمولا ظرفيت رم نسبت به حجم اطلاعات مورد نياز براي پردازش كم است، سيستم عامل بخشي از فضاي ديسك را به عنوان حافظه مجازي12 در نظر مي گيرد كه كار رم را شبيه سازي مي كند. مكان و حجم فضاي حافظه مجازي قابل تنظيم است:

Control Panel -> System ->

Performance -> Setting Advanced

->Advanced -> Change

اما معمولا خود ويندوز بهتر آن را مديريت مي كند و شما بهتر است كه فقط مراقب باشيد كه پارتيشن مربوطه (معمولا (C به اندازه كافي فضاي خالي جهت استفاده به عنوان حافظه مجازي داشته باشد!

۸– ويروس

بين كاربران حرفه اي كامپيوتر اين يك ضرب المثل طنزآميز است كه تا كوچكترين مشكلي بر كامپيوتر تازه كاران رخ مي دهد، آنها مي گويند كه: «كامپيوترم ويروسي شده و بايد آن را فورمت كنم!» حرفه اي ترها فورمت ديسك سخت در اين گونه مواقع را به اين تشبيه مي كنند كه انگار وقتي لوله اي در يك ساختمان مي تركد، آن را بكوبند از نو بسازند! اما واقعيت اين است كه شيوع ويروس ها در كامپيوترهاي شخصي گسترده است و بسياري از آنها منابع سيستم و در نتيجه سرعت كار را مختل مي كنند. پس با تهيه يك ويروس كش كارآمد و به روز (و البته نسخه اصل!) دستگاه خود را پاك نگه داريد.

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 22:1
جواهرات سلطنتی ایران 

جواهرات سلطنتی ایران

وقتی کسی میگه جواهرات سلطنتی همه فکرشون میره سمت انگلستان! اما بهتر بدونین ایرانیان از دوران باستان مهر و جواهرات سلطنتی رو در تمام دوران تاریخی داشته اند.در زیر تعدادی از آنها که به  دوران ما نزدیک تر هستند را توضیح میدهیم.

تاج کیانی

تاج کیانی تاج مخصوص سلاطین قاجار است که به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین بعدی از نسل وی قرار گرفت. با انقراض ساسانیان، شاهان ایران دیگر هیچگاه از تاج به این شکل استفاده ننموده بودند و طی آن دوران تاج بصورت جقه بوده است.. عناصر به کار رفته در این تاج الماس، زمرد، یاقوت و مروارید می‌باشد.

جواهرات سلطنتی ایران

تاج پهلوی

رضاشاه پس از رسیدن به سلطنت، حاضر نشد که از تاج کیانی (که مخصوص شاهان قاجار بود) برای تاجگذاری استفاده کند. لذا دستور ساخت این تاج را داد. این تاج توسط گروهی از جواهرسازان ایرانی زیر نظر سراج‌الدین جواهری (اصلاً اهل قفقاز) در سال ۱۳۰۴ خورشیدی ساخته شده‌است.
بدنه ی این تاج از طلا و نقره مرصع ساخته شده و در چهار طرف دارای گنگره پله پله به سبک شاهان ساسانی است. در ساخت این تاج ۳۳۸۰ قطعه الماس جمعاً به وزن ۱۱۴۴ قیراط، ۵ قطعه زمرد جمعاً به وزن ۱۹۹ قیراط و ۲ آنه، ۲ قطعه یاقوت کبود به وزن ۱۹ قیراط و ۳۶۸ حبه مروارید استفاده شده‌است. وزن تاج با احتساب کلاه مخمل داخلی حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.

جواهرات سلطنتی ایران

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زیر جقه، سه آویز زمرد خوشرنگ امرودی آویخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه‌ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه‌های جقه، دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است. در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پایین، در دو سو، شبیه درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه روی زه زین نصب شده است. پارچه درفش به سه ردیف یاقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسیم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ریز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می‌کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است. ( ساخت ایران، سده 12 ﻫ. ق. )

جواهرات سلطنتی ایران

تخت نادری

جواهرات سلطنتی ایران

کمربند زرین

یک قطعه زمرد منحصر بفرد به وزن حدود یکصد و هفتاد و شش قیراط که با شصت قطعه الماس برلیان و ۱۴۵ قطعه الماس فلامک تزئین شده است، اساس این کمربند را تشکیل داده است. طول بند زربافت آن ۱۱۹ سانتیمتر بوده و به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده است.

 جواهرات سلطنتی ایران

کره جواهرنشان

پنجاه و یکهزار و سیصد و شصت و شش قطعه جواهر نصب شده بر روی یک کره سی و چهار کیلوگرمی به قطر ۶۶ سانتیمتر از طلای ناب. این کره در سال ۱۲۹۱ خورشیدی به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده‌است. اقیانوس‌ها و دریاها زمردنشان و آسیا مرصع به یاقوت و لعل‌، ایران مرصع به الماس، اروپا مرصع به یاقوت، آفریقا مرصع به یاقوت سرخ و کبود و آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا مرصع به یاقوت و لعل است و خط استوا به وسیله الماس نشان داده شده و دو حلقه زرین ساده که در روی آن‌ها گل‌های الماس نشان نصب شده‌، به طور متقاطع کره را در میان گرفته است‌. بر روی کره القاب ناصرالدین شاه منبت و الماس نشان شده است‌. در این کره‌، کوه دماوند با یاقوت درشتی مشخص و شهر تهران با یاقوت معروفی به نام اورنگ‌زیب نمایان است‌. این كره در حال حاضر در موزه جواهرات ملی ایران قرار دارد.

جواهرات سلطنتی ایران

دریای نور

دریای نور، زوج الماس معروف کوه نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می‌باشند. این الماس صورتی رنگ، یکی از بزرگترین الماسهای شناخته شده جهان است.

تاریخچه این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. نقل است که بر دسته شمشیر افراسیاب نصب بوده و رستم آنرا در جنگ با تورانیان تصاحب نموده است. در حمله امیر تیمور به ‌غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید. این الماس به همراه زوج دیگرش کوه نور (که اکنون روی تاج ملکه انگلستان نصب شده‌است) توسط نادر شاه افشار در جنگ با هند به دست آمده و در سال ۱۷۳۹ میلادی به ایران آورده شدند. ظاهرا محمدشاه به هنگام تسلیم به نادر آنرا در عمامه خود مخفی نموده که توسط سربازان یافته می‌شود.
دریای نور پس از قتل نادر به نوه او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد. ناصرالدین شاه (با استدلالاتی که منطقی می‌نماید) معتقد بود که این جواهر یکی از گوهر‌های تاج کورش کبیر بوده‌است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.
این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه خواهان به سفارت روسیه برده شد که خوشبختانه به همت مشروطه خواهان بازپس داده شد و هم اکنون در موزه بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.

دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در وسط یکی از بازوبندهای سلطنتی نصب می‌شد، ولی در زمان او که استفاده از بازوبند منسوخ شد، آن را به صورت پیش کلاه درآوردند و در قابی زرین با شیر و خورشید و تاج مرصع به ۴۵۷ قطعه برلیان ریز و عالی و چهار قطعه یاقوت قرار دادند. این الماس برلیان از دو سو تراش خورده و به شکل هرم مثلث‌القاعده‌ای است که قاعده آن چهار سانتی‌متر درازا و سه سانتی‌متر پهنا دارد و دو سوی دیگر حدود دو سانتی‌متر است‌. همه سطوح دریای نور صاف و یک نواخت است‌، جز یک سمت آن که فتحعلی‌ شاه با کندن عبارت <سلطان صاحب‌قران فتح‌علی‌شاه قاجار ۱۲۴۴>، از ارزش آن کاسته است

دریای نور که درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یکی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس هزار سال پیش کشف و استخراج شده است‌. وزن آن اکنون هفت مثقال و ۲۰ نخود، یعنی در حدود ۱۸۲ قیراط وصورتی است ولی پیش از تراش زیادتر از این بوده‌است.رنگ این الماس یکی از استثنایی ترین وکمیابترین رنگها میان الماسهای برلیان شناخته شده جهان است.

جواهرات سلطنتی ایران

تاج فرح پهلوی

جواهرات سلطنتی ایران

نیمتاج فرح پهلوی

جواهرات سلطنتی ایران

گردنبند فرح

جواهرات سلطنتی ایران

نیمتاج فاطمه پهلوی

جواهرات سلطنتی ایران

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 15:13
20 کلید طلایی زندگی زناشویی 

20 کلید طلایی زندگی زناشویی

20 كليد طلايي براي زناني كه خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند!

1 - همسرتان را به عنوان يك مرد بپذيريد و براي شناخت دنياي مردانه او دانش و آگاهي خود را افزايش دهيد.
    2 - همسر خود را به چشم يك شي‌ء مسؤول ننگريد. بلكه به شخصيت وجودي او احترام بگذاريد.
    3 - جنبه يا بخش‌هايي از شخصيت شوهرتان را كه باعث تمايز او از سايرين مي‌شود مورد توجه و تحسين قرار دهيد.
    4 - براي اين كه همسرتان با شما روراست باشد سعي كنيد او را درك كرده و براي افكار و احساساتش ارزش قايل شويد. اگر حرف‌ها و گفته‌هاي او مطابق ميل شما نيست از خود واكنش تند نشان ندهيد زيرا به اين وسيله بذر بي‌اعتمادي در زندگي خود مي‌كاريد.
    5 - وقتي همسرتان با شما درد دل مي‌كند و راز دلش را با شما در ميان مي‌گذارد، احساساتش را بپذيريد و به او نگوييد كه اسرار درونش ناخوشايند و بي‌رحمانه است‌.
    6 - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنيد زيرا انتقاد پياپي باعث مي‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگيرد.
    7 - او را به درك نكردن‌، عدم صميميت و بي‌احساس بودن متهم نكنيد. زيرا او درك كردن‌، صميميت و با احساس بودن را به شيوه مردانه نشان مي‌دهد.
    8 - نيازهاي واقعي شوهرتان را دريابيد. اين امر اتفاق نمي‌افتد مگر اين كه همسرتان اين نيازها را باز گويد و به همين جهت در مواقع مناسب با لحن ملايم در مورد نيازهايش از وي سؤال كرده و ديدگاههاي واقعي وي را نسبت به خود و زندگي‌تان دريابيد و در نهايت جوابي را كه شوهرتان مي‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گيري بپذيريد.
    9 - زماني كه همسرتان با شما صحبت مي‌كند به دقت به حرفهاي او گوش فرا دهيد زيرا عدم توجه شما به گفته‌هاي او عدم علاقة شما را نشان مي‌دهد.
    10 - هيچ وقت از كارهايي كه همسرتان براي جلب محبت شما انجام مي‌دهد انتقاد نكنيد براي مثال وقتي او به شما محبت مي‌كند، آن را بيش از اندازه لوس ندانيد او به شيوة خود ابراز محبت مي‌كند.
    11 - او را به شيوه خودتان دوست نداشته باشيد بلكه به وجود او نيز اهميت بدهيد. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هديه‌اي به او مي‌دهيد سعي كنيد از قبل در مورد هدية مورد علاقه‌اش اطلاعاتي به دست آوريد.
    12 - از همسر خود انتظار نداشته باشيد كه با تمامي طرح‌ها و ايده‌ها و افكار شما موافق باشد و آنها را تحسين كند. واقع بين باشيد و به او اجازه دهيد كه نظرش را هر چند كه برخلاف ميل شما باشد، بيان نماييد.
    13 - اصرار زيادي براي جلب محبت همسرتان نداشته باشيد و اين نكته را زماني كه وي عصباني است بيشتر مراعات كنيد. در بسياري اوقات حالت روحي او براي ابراز محبت به شما مناسب نيست و اصرار زياد شما منجر به مخالفت شديد او مي‌شود.
    14 - براي همسر خود نقش يك زن حساس و شكننده را بازي نكنيد. زيرا اين حالت شما باعث مي‌شود كه همسرتان فكر كند شما ضعيف و بي طاقتيد و اگر چيزي بگويد باعث رنجش‌تان مي‌شود. بنابراين سعي مي‌كند كه ارتباط كلامي كمتري داشته باشد و همين امر باعث ناراحتي شما مي‌گردد.
    15 - سعي كنيد كه در ارتباط با همسرتان همواره هويت خود را به عنوان يك زن و همسر حفظ كنيد. زني كه توجه به روابطش به قيمت از دست دادن هويتش تمام شود به خود و روابطش صدمه مي‌زند. زيرا اين مسئله باعث مي‌شود كه وي خود را بخشنده‌تر و دوست داشتني‌تر از شوهرش ببيند و فكر كند كه همسرش بي‌نهايت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زني به عنوان همسر در ارتباط دايمي باقي خواهند ماند كه هويت مستقل و قوي خود را حفظ كند.
    16 - اگر احساس مي‌كنيد كه در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پاييني برخورداريد و ميل داريد كه او را واداريد تا در اين زمينه به شما كمك كند كه از احساس خوبي برخوردار شويد اشتباه مي‌كنيد. اين مسئله مشكل شماست شخصاً روي آن كار كنيد و در صورت لزوم از يك روان‌شناس كمك بخواهيد.
    17 - زماني كه همسرتان از فشار عصبي رنج مي‌برد سعي نكنيد از لحاظ احساسي به او نزديك شويد. زيرا اگر براي صميميت و نزديك شدن به او فشار آوريد فقط او را عصباني‌تر كرده و از خود دور مي‌كنيد. زماني كه استرس او كم شود به حالت عادي خودش بر مي‌گردد.
    18 - در زندگي زناشويي خويش سعي كنيد خود را مسؤول خوشبختي خود بدانيد. زني كه مسؤوليت خوشبختي زندگي مشترك را فقط بر عهده شوهرش مي‌گذارد يك همسر آزرده و افسرده به بار مي‌آورد.
    19 - او را به دوست نداشتن و گريزان بودن از همسر و زندگي متهم نكنيد. زيرا وي اعتقاد دارد كه شريك زندگي‌اش را دوست دارد و از او گريزان نيست ولي به نظرش او را متهم به چيزي مي‌كنيد كه در موردش صدق نمي‌كند و اين مسئله موجب كدورت در روابط مي‌شود.
    20 - وقتي شما در مي‌يابيد كه در ايجاد مشكلات زندگي خود سهم داشته‌ايد و آن را به همسرتان بگوييد عشق و محبت بار ديگر در زندگي‌تان شكوفا مي‌شود. زيرا بعد از آن همسرتان نيز سهم خود را مي‌پذيرد و با كمك شما درصدد رفع مشكل بر مي‌آید

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 21:38
کاربردهای مختلف نوار آدرس مرورگر 

کاربردهای مختلف نوار آدرس مرورگر

نمیدونم شما چقدر با قابلیت های نوار آدرس مرورگر خودتون آشنایی دارین ولی چیزی که واضع ه اینه که نوار آدرس مرورگر شما قابلیت هایی بیشتر از اضافه کردن دات کام (به وسیله کلید های کنترل + اینتر) به آخر آدرس های مورد نظر شما رو داره. در ادامه با بعضی از این قابلیت ها آشنا میشیم

قابلیت اول: تهیه اسکرین شات از صفحات وب

به نوار آدرس مرورگر خود بروید و aviary.com را تایپ کنید. بعد از آدرس ذکر شده اسلش بزنید (/) و آدرس صفحه ی مورد نظر خود را تایپ کنید. با این کار از صفحه مورد نظر شما اسکرین شات گرفته می شود.

کاربردهای مختلف نوار آدرس مرورگر

قابلیت دوم: دریافت ویدئو های یوتیوب

اگر شما تمایل دارید که ویدئو های موجود در یوتیوب رو خیلی سریع دریافت کنید کافیه قبل از آدرس ویدئوی مورد نظرتون deturl.com رو تایپ کنید و اسلش بزنید. با این کار ویدئوی شما به راحتی برای دانلود آماده می شود. علاوه بر این سرویس این سایت آدرس دیگری را نیز برای دریافت ویدئوهای یوتیوب در نظر گرفته است که در این روش کافی ست در ابتدای youtube عبارت pwn را اضافه کنید تا ویدئوی مورد نظر شما آماده دریافت شود.

 کاربردهای مختلف نوار آدرس مرورگر

قابلیت سوم: کوتاه کردن آدرس های اینترنتی

برای کوتاه کردن آدرس اینترنتی مورد نظر خود کافی ست bit.ly را قبل از آدرس مورد نظر خود تایپ کرده و اسلش را بزنید. لازم به ذکر است که سرویس های کوتاه کننده ی دیگری نیز وجود دارند که این قابلیت را به شما می دهند.

کاربردهای مختلف نوار آدرس مرورگر

قابلیت چهارم: ایمیل یک صفحه وب

اگر در وب به صفحه جالبی برخوردید و می خواستید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید آدرس زیر را وارد کنید تا صفحه آماده ارسال برای دوستتان شود (در این آدرس در قسمت email آدرس ایمیل دوستتان و در قسمت body آدرس صفحه وب مورد نظرتان را قرار دهید). اگر نرم افزار پیش فرض ارسال ایمیل خود را تغییر نداده باشید، وارد نرم افزار Outlook Express می شوید.
 

mailto:email? body=web page

قابلیت پنجم: اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

برای اشتراک گذاشتن یک صفحه در شبکه های اجتماعی (نظیر تویثر، فرندفید، فیس بوک و…) کافی ست آدرس smub.it را به اول صفحه مورد نظر خود اضافه کنید. به عنوان مثال:

http://smub. it/http:/ /salijoon. info

قابلیت ششم: یافتن صاحب یک سایت

برای بدست آوردن اطلاعات در مورد یک سایت ( نظیر صاحب دامنه و…) آدرس whois.domaintools. com را به اول آدرس سایت مورد نظر خود اضافه کنید. به عنوان مثال سایت یاهو:

http://whois. domaintools. com/http: //yahoo.com

قابلیت هفتم: سازگار کردن صفحه وب با گوشی های همراه

اگر شما به وسیله گوشی همراه خود در حال وب گردی هستید و سایت یا وبلاگ مورد نظر شما نسخه موبایل ندارد کافی ست در ابتدای آدرس سایت مورد نظر خود، mopwn.com را تایپ کنید. با این کار صفحه مورد نظر شما توسط Google Transcoder با موبایل ها سازگار می شود. به عنوان مثال:

http://mopwn. com/http: //www.salijoon. info 

منبع: پارسیش

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 14:28
چطور كودكانی باهوش تربیت كنیم؟ 

چطور كودكانی باهوش تربیت كنیم؟

با به كار بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی كودكان، می‌توان قدرت تفكر و هوش آنها را پرورش داد.
همه انسان‌ها دوست دارند كودكانی باهوش داشته باشند. هوش علاوه بر زمینه ژنتیك، تا حدی هم اكتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزش‌های فرد در او شكل می‌گیرد.
در واقع با این كه هوش انسان، هم ارثی و هم اكتسابی است یا به عبارتی هوش پدیده‌ای ژنتیك و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد در طی دوران زندگی و از دوران كودكی آنها كم‌كم شكل می‌گیرد. براساس تحقیقات علمی انجام شده، با به كار بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی كودكان، می‌توان قدرت تفكر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این روش‌ها برای باهوش‌تر كردن فرزندتان استفاده كنید.

بازی برای هوش:
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فكری، همگی برای مغز كودك همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند جدول اعداد علاوه بر این كه می‌توانند سرگرمی لذتبخشی برای كودك شما باشند، تقویت‌كننده توانایی تفكر، استراتژیك، حل مشكلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند. انواع بازی‌های فكری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طراحی كنید و برای حل آن از فرزندتان كمك بخواهید.

در جستجوی دانش باش:
محققان معتقدند والدینی كه كودكان خود را با ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق كرده و كنجكاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند. این كه جستجوی دانش اهمیت زیادی دارد. از كودكانتان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سوالاتی بپرسید و از كنجكاوی آنها حمایت كنید. نكات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق كنجكاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارك‌های حیوانات از این جمله‌اند.

ورزش، ورزش، ورزش:
مطالعات نشان داده ارتباط مستقیمی بین فعالیت‌های ورزشی كودكان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. شركت كردن كودكان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در كارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد. همچنین ثابت شده بیشتر زنانی كه در موقعیت كاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران كودكی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی ورزشی شركت داشته‌اند. پس به جای این كه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون بنشینید، بهتر است با فرزندتان توپ‌بازی كنید یا به پیاده‌روی بروید. بهتر است كودك را به شركت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق نمایید.

الفبای موسیقی، الفبای هوش:
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار كودكتان در حالی كه مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است، اصلا لذت‌بخش نباشد. اما باید بدانید كه این سرگرمی لذت‌بخش كودكان، یكی از مواردی است كه نیمكره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد. بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای كودكان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی آینده آنها خواهد شد. هرچه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد آموختن موسیقی در دوران كودكی باعث كسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود، پس اجازه دهید موسیقیدان درونی كودكتان خودش را نشان دهد.

شیر مادر، عصاره هوش:
شیر مادر اولین غذای مغز كودك است. شیر مادر از 2جهت برای كودك مفید است: یكی این كه از خطر احتمالی ابتلای كودك به بیماری جلوگیری می‌كند و دیگر این كه به تنهایی یك غذای كامل برای نوزاد است تغذیه نوزاد از سینه مادر، كودك را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌كند. مطالعات نشان داده است كودكانی كه در دوران نوزادی 9 ماه شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند.

رایانه در خدمت هوش:
شاید تعجب كنید، چون بازی‌های رایانه‌ای شهرت بدی پیدا كرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. درست است كه بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفكری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های رایانه‌ای صحبت می‌كنیم كه مهارت‌های فكری و استراتژیك و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت كودك را پرورش داده و كار گروهی را به او آموزش می‌دهند. كودكانی كه انواع بازی‌های رایانه‌ای آموزشی را بازی می‌كنند نسبت به آنهایی كه این بازی‌ها را تجربه نكرده‌اند از قدرت درك و تجسم تصویری برخوردارند.
 خوب بخور تا با هوش شوی:
خوردن صبحانه باعث تقویت‌ حافظه، تمركز و قدرت یادگیری می‌شود. كودكانی كه صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و كم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند همچنین از سرعت عمل كمتری برخوردارند. قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراكی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی كودكان حذف كنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی كه به رشد ذهنی آنها كمك می‌كند، جایگزین كنید.

 سال‌های اولیه دوران كودكی بویژه 2 سال اول بسیار اهمیت دارد و لازم است تمام مواد لازم را در رژیم غذایی كودك قرار دهید. تحقیقات نشان می‌دهد میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در كودكانی كه تغذیه سالمی ندارند بسیار كم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود كودكان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید كودكتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه كنید.

 دوستی كه هوش هدیه می‌دهد:
كتاب یكی از روش‌های مفید قدیمی است كه امتحانش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تكنولوژیك امروزی برای تقویت هوش، دست‌كم گرفته می‌شود. در حالی كه كتاب قابل دسترس‌ترین، كم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی كودكان در تمام سنین است. برای كودكانتان از سنین پایین‌تر كتاب خواندن را شروع كنید. آنها را برای عضویت در كتابخانه ثبت‌نام كنید و كتابخانه منزلتان را پر از كتاب كنید.

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 14:7
زن زببا بهتر است یا زن باهوش؟ 

زن زببا بهتر است یا زن باهوش؟

مردها از ازدواج خود چه می‌خواهند؟
محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.
مردها چطور انتخاب می کنند؟
آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم مثل کشش و جذب به زیبایی هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

 مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند.

 این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند).

اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند.

 دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.”

 فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است.

 وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود.

 حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است.

 و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

 این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین می‌کنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند.

طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار می‌گذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می‌کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می‌کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می‌شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی می‌کند و من ظرفها را می‌شویم و از این قبیل…”

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می‌خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.”

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند.

دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می‌شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می‌گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می‌گوید، “می‌دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می‌بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر می‌کند!”

در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می‌کنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند).

مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها).

 اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می‌دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، ” اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.”
مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند.

 در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

 بیولوژی در مقابل واقعیت

 مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند.

 بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.”

 و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.”

 مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد.

او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.
خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 14:0
روشهايي براي جلوگيري از سردرد 

روشهايي براي جلوگيري از سردرد

استراحت در اتاق ساکت و تاریک

سردرد، درد یا احساس ناراحتی در سر، پوست سر یا گردن است. سردردهای جدی و خطرناک بسیار نادر هستند و اکثر سردردها با تغییر سبک زندگی، مصرف دارو و یادگیری تکنیک های آرام سازی بهتر می شوند. سردرد انواع مختلفی از جمله سردرد تنشی، سردرد خوشه یی و میگرن دارد.

سردردهای تنشی

این نوع سردردها سبب سفتی و انقباض عضلات در شانه ها، گردن، پوست سر و فک می شوند. این سردرد اغلب از ناحیه پس سری شروع می شود و به دو طرف سر سرایت می کند، درد به شکلی خفیف و فشار بر سر احساس می شود مانند فشرده شدن سر توسط یک گیره یا بند تنگ، همچنین شانه ها، گردن و فک هم دردناک و منقبض می شوند. انجام فعالیت هایی که موجب نگه داشتن سر در یک حالت برای مدت طولانی شود مانند کار با کامپیوتر، تایپ کردن، کار با میکروسکوپ و کارهای دستی ظریف می تواند باعث بروز سردرد تنشی شود. همچنین خوابیدن در یک اتاق سرد یا قرار گرفتن گردن در یک وضعیت نامناسب هنگام خواب از دیگر عوامل ایجاد این سردرد هستند. همان طور که از نام این سردرد پیداست، این سردرد با تنش های هیجانی، اضطراب و افسردگی ارتباط مستقیم دارد. عوامل دیگری را نیز می توان ذکر کرد که سبب بروز سردرد تنشی می شود از جمله خوردن بیش از حد نوشیدنی های کافئین دار یا نخوردن آن هنگامی که به صورت عادت درآمده باشد، کشیدن بیش از حد سیگار، خستگی ناشی از کار زیاد، عفونت های سینوسی، سرماخوردگی و آنفلوآنزا. همچنین خواب ناکافی یا نخوردن یک وعده غذایی افراد را در برابر سردرد آسیب پذیرتر می کند. جهت جلوگیری از بروز سردرد تنشی تا حدودی می توان از راهکارهای زیر استفاده کرد.

- اگر سردردتان ناشی از سرماخوردگی است، خودتان را گرم نگه دارید.

- بالش زیر سرتان را عوض کنید یا وضعیت خوابیدن تان را تغییر دهید.

- هنگام مطالعه یا سایر فعالیت های مشابه سرتان را در حالت مناسبی قرار دهید.

- هنگام کار با کامپیوتر یا تایپ کردن مرتباً گردن و شانه ها را ورزش دهید.

- به میزان کافی بخوابید و استراحت کنید و عضلات منقبض شده را ماساژ دهید. گاهی هم دوش آب گرم یا آب سرد کمک می کند اما سردردهایی که در خواب اختلال ایجاد کند – شخص از درد از خواب بیدار شود- یا هنگام فعالیت دچار آن شود یا سردردی که مزمن شده باشد نیاز به معاینه و درمان توسط پزشک دارد.

سردردهای خوشه یی

سردردهای خوشه یی با حملات شدید درد در یک طرف سر در ناحیه بالای چشم و پیشانی آغاز می شود، با آبریزش از چشم ها و بینی و گرفتگی بینی همراه است. این سردرد هر روز در یک ساعت معین و برای مدت چندین هفته رخ می دهد و سپس برای همان مدت از بین می رود. نام دیگر سردرد خوشه یی، «سردرد هیستامین» است. سردرد خوشه یی کمتر شایع است و در مردان بیشتر از زنان است و احتمال بروز آن در هر سنی وجود دارد اما بیشتر بین سنین نوجوانی تا میانسالی شایع است. سردرد خوشه یی با درد شدید و ناگهانی شروع می شود. دلیل قطعی این اختلال هنوز مشخص نیست اما بی شک این سردرد در ارتباط با ترشح ناگهانی «هیستامین» یا «سروتونین» در بدن است. اکثر کسانی که این سردرد را تجربه کرده اند، افرادی هستند که سیگار زیاد می کشند. همچنین الکل نیز سبب حملات سردرد می شود.

 میگرن

میگرن، اختلال عصبی است که سردردهای مکرری را موجب شده و اغلب با تهوع و استفراغ و سایر نشانه ها همراه است. بیشتر مردم قبل از شروع میگرن «پیش درآمد» (نشانه های هشداردهنده) ندارند اما برخی هم دچار اختلال بینایی می شوند که «پیش درآمد» سردرد است. سردردهای میگرنی به شکل زق زق، کوبش یا درد ضربان دار در سر احساس می شوند. سردرد از یک طرف سر شروع و سپس به طرف دیگر سر هم کشیده می شود و در بیشتر بیماران شروع درد همیشه از همان طرف آغاز می شود. برخی از بیماران از درد در ناحیه پشت چشم ها یا پشت سر و گردن شکایت می کنند، معمولاً درد به طور خفیف آغاز شده و ظرف چندین دقیقه تا چندین ساعت به درد فلج کننده یی تبدیل می شود. سردرد میگرنی ممکن است ساعت ها در روز طول بکشد که در چنین شرایطی بیمار به نور و صدا بسیار حساس می شود و آرزو می کند در یک اتاق تاریک و ساکت استراحت کند. میگرن در زنان بیشتر از مردان است و اغلب هم بین سنین ۱۰ تا ۴۶ سال دیده می شود. عوامل زیر می توانند سبب حملات میگرن شوند؛ اثرات آلرژی، نورهای شدید و تند، صداهای بلند، استرس های جسمی و روحی، تغییرات الگوی خواب، کشیدن سیگار یا در معرض دود توتون قرار گرفتن، نخوردنغذا، الکل و تغییرات هورمونی(مربوط به عادت ماهیانه یا مصرف قرص های ضدبارداری). برخی از غذاها هم ممکن است روی سردردهای میگرنی تاثیر داشته باشند از جمله غذاهایی مانند ماهی دودی، جگر مرغ، انجیر، شکلات، کره بادام زمینی، پیاز، گوشت های نیترات دار مثل هات داگ، ژامبون، سالامی و هر غذای فرآوری شده، تخمیر شده، ترش یا شور. میگرن درمان ندارد و هدف کنترل نشانه ها و جلوگیری از حملات بیشتر سردرد است. هنگام سردرد میگرنی در اتاقی تاریک و ساکت استراحت کنید و به ویژه اگر سردرد همراه با استفراغ است نوشیدنی زیاد بخورید تا مانع از دست رفتن آب بدن شوید. برخی از سردردها هم به سردرد سینوسی معروفند که موجب درد در ناحیه جلوی سر و صورت می شوند و به علت عفونت در مجاری سینوسی واقع می شود که ناحیه پشت گونه ها، بینی و چشم ها را نیز شامل می شود.

سينوزيت

این درد هنگام خم شدن به طرف جلو یا صبح ها هنگام برخاستن از رختخواب بدتر می شود و اغلب هم با ترشحات چرکی داخل حلق و گلودرد همراه است. به خاطر داشته باشید سردرد گاهی صرفاً به علت سرماخوردگی، تب، آنفلوآنزا یا گاهی پیش از عادت ماهیانه رخ می دهد که امر نگران کننده یی نیست. اما اگر بالای ۵۰ سال سن دارید و برای اولین بار دچار سردرد شدید احتمال دارد «آرتریت تمپورال» (التهاب شریان های گیجگاهی) علت آن باشد که نشانه های این وضعیت شامل ضعف بینایی و تشدید درد با عمل جویدن است. در چنین شرایطی خطر نابینایی فرد را تهدید می کند پس باید فوراً به پزشک مراجعه شود. برای کمک کردن به تعیین نوع سردردتان و عوامل محرک آن یادداشت درست کنید. هنگامی که دچار سردرد می شوید، تاریخ و ساعت شروع آن را بنویسید، چیزهایی را که در ۲۴ ساعت گذشته خوردید، مدت زمانی که خوابیدید، کار یا تفکری که درست قبل از شروع سردرد به آن مشغول بودید، اضطراب هایی که داشتید و مدتی که سردردتان طول کشیده و در نهایت اقدامی که برای رفع آن انجام دادید را یادداشت کنید. بعد از مدتی که این یادداشت ها را جمع آوری کردید بی شک به یک الگو خواهید رسید که به تعیین نوع سردرد و شیوه درمان آن کمک خواهد کرد
|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 17:13
تست شخصیت 

تست شخصیت

با انجام این تست خود را بهتر بشناسید

اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران، شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.

۱- فرض کنید شما مشخصه‌ی صورت کسی می‌باشید، کدام قسمت از صورت او هستید؟

الف - چین وچروک  ب - لکه  ج - خال زیبایی  د - کک‌ومک  ت - لبخند

۲- دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟

الف - شباهنگ  ب - جغد  ج - عقاب  د - فلامینگو   ت - پنگوئن

۳- کدام‌یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟

الف - پیانو ب - ویلون   ج - سازدهنی  د - گیتار  ت - دف

۴- کدام‌یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تراست؟

الف – اخبار و برنامه‌های مستند  ب - فیلم‌های درام و زندگی‌نامه  ج - هیجانی و پلیسی  د – عشقی و ماجرایی  ت – کمدی و کارتون

۵- کدام‌یک از بازی‌های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟

الف - هیچ‌کدام ب - قطار یا قایق  ج - نمایش و اجرای کمدی  د – چرخ‌وفلک و وسایلی که سریع می‌چرخند  ت - ترن‌های هوایی سریع‌السیر

۶- آیا شما به اشتباهات خوتان می‌خندید؟

الف - هرگز  ب - به‌ندرت  ج - برخی مواقع  د - به‌طور معمول  ت – همیشه

۷- اگر دوست شما سربه‌سرتان گذاشت، چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟

الف - عصبانی می‌شوید   ب - ناراحت می‌شوید  ج – برای‌تان جالب است   د – تلافی می‌کنید  ت - چندین برابر تلافی می‌کنید

۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور می‌کند، چیست؟

الف – کار و یا تحصیل ب – مشکلات زندگی  ج - صبحانه  د - روزی که در پیش دارید  ت – کاری که تا شب انجام خواهید داد

۹- در زندگی‌تان چه شعاری دارید؟

الف - وقت طلاست ب - سحرخیز باش تا کامروا باشی ج – آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند د – زندگی‌کن و به دیگران هم اجازه‌ی زندگی‌کردن بده ت - بی‌خیال باش ” هرچه بادا باد “

۱۰- آیا به همه‌ی حیوانات علاقه‌مندید؟

الف - هرگز ب – تعداد کمی از حیوانات   ج - برخی از حیوانات  د - بیشتر حیوانات  ت - تمام حیوانات

۱۱- شما لبخند می‌زنید؟

الف - هرگز   ب - به‌ندرت   ج - گاهی‌وقت‌ها   د - اغلب  ت – آن‌قدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

۱۲- نظر دیگران راجع‌به شما اغلب کدام مورد است؟

الف - بی‌رحم  ب - سرد و بی‌احساس ج – زیبا  د - دوست‌داشتنی   ت -  خوش‌گذران

۱۳- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟

الف - هرگز ب - به‌ندرت ج - گاهی د - اغلب  ت - حداکثر تا جایی که امکان دارد

۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداب‌بودن، باید ساعت‌هایی از روز را فقط صرف خودتان کنید؟

الف - هرگز  ب - به احتمال زیاد نه  ج - گاهی  د - بله  ت - البته، تا جایی که امکان دارد

۱۵- آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟

الف - حتی در تعطیلات هم برنامه‌ریزی می‌کنم  ب - همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم  ج - بستگی به روز هفته دارد  د - در‌صورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش‌آید  ت – همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی‌می‌کنم

برای دیدن نتیجه ی آزمون به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 16:57